تبلیغات
ظهور امام زمان نزدیک است به هوش باشید
 پسرک گندم فروش ...

 

این داستان واقعی است وچند شب پیش در حرم امام رضا اتفاق افتاده است

اتفاقی که مرا خیلی تحت تاثیر قرار داد. چه شبهایی که ما سیر هستیم ودر چند قدمی ما کسانی هستند

که گرسنه می باشند ولی حیا سبب می شود که از کسی درخواست نکنند.

**************************************

پسرک نوجوان ومعصوم تمام سرمایه اش را از دست داده بود .

آمده بود حرم تا شاید امامش مشکلش را حل کند.

گرسنگی امانش را بریده بود نمی دانست چه کار کند.

پس از توسل به امام رضا (علیه السلام) به صحن آزادی قدم گذاشت نگاه می کرد به اطرافش

خانمی را دید که روی فرش قرمز صحن نشسته بود ، دل را به دریا زد وبه سمت آن خانم حرکت کرد.

-خانم ببخشید خیلی گرسنه هستم خیلی، شما می توانید به من کمک کنید.

-شرمنده هیچ پولی همراهم نیست، همسرم پول همراهش هست ولی الان رفته زیارت

پسرک نوجوان نمی دانست چکار کند سرش را برگرداند دید مادری به فرزندش 1000 تومان داد

خیلی خوشحال شد ولی بعد از لحظه ایی فهمید آن 1000 تومان هدیه مادر به پسرش بود .

دلش شکست، صحن آزادی را ترک کرد به صحن انقلاب رفت بدون اینکه از کسی در خواست کند

روبه گنبد طلای امام رضا نشست ، وزیر لب زمزمه می کرد.

همسر آن خانم از زیارت برگشت ، ظاهرا آن خانم ماجرا را داشت برای شوهرش تعریف می کرد.

آنها هم صحن آزادی را به مقصد صحن انقلاب ترک کردند، در حال قدم زدن بودند که مرد جوان

در حالیکه پسری را اشاره می کرد به همسرش می گفت چه پسر معصومی چقدر زیبا رو به گنبد

امام رضا نشسته، به ناگاه خانم مرد جوان گفت: این همان پسر است این همان پسر است.

مرد جوان رو به همسرش کرد وگفت: جدا . توکمی جلوتر برو من با این پسر کمی کار دارم

مرد جوان کنار پسرک خوش سیما نشست . می خواست سر صحبت کردن را باز کند.

ولی پسر حال حرف زدن را نداشت.

-اهل کجایی؟

-نیشابور.

-زائر هستی؟

-نه الان یه مدتی است با خانواده به مشهد آمده ایم.

-کجا زندگی می کنید؟

-بلوار دوم.( پایین شهر مشهد)

-حالا چرا اینقدر ناراحت هستی؟

-برای امرار ومعاش کنار حرم گندم می فروختم ، شهرداری تمام گندم هایم را که بسته بندی کرده بودم

را از من گرفت. همه را از دست دادم.

- امروز روزه بودی

پسرک نوجوان سرش را به پایین تکان داد.

معلوم بود که خیلی گرسنه است. اما حتی از مرد جوان هم در خواستی نمی کرد.

- تمام گندمهایت چقدر بود.

-به اندازه 2000 تومان.

مرد جوان از جایش بلند شد ولی پسر نوجوان در حالیکه اشک در چشمانش حلقه زده بود

حتی از جایش تکان نمی خورد .

نمی دانم چه به امام رضا می گفت نمی دانم.

مرد جوان بار دیگر نشست این بار کاغذی را در دستانش گذاشت وبلند شد رو به پسر کرد وگفت:

کاری نداری ، با اودست داد وخداحافظی کرد هنوز دستان مرد جوان از دستان کوچک پسر جدا

نشده بود که لبخند بسیار زیبایی را در صورت پسر مشاهده کردم.

دستان گره کرده پسر را می دیدم که یک اسکناس 2000 تومانی از مشت کوچکش بیرون زده.

صحنه بسیار زیبایی بود .

دیگر نمیدانم پسرک گندم فروش به امام رضا چه میگفت.

اما خیلی چیزها در این اتفاق فهمیدم

یا امام رضا خیلی ها همین الان دوست دارند که در حرم زیبایت باشند

خیلی ها دوست دارند در این شبها در کنار ضریح مقدست دعا وعبادت کنند

یا امام رضا از خدا بخواه که ما را برای بندگی خودش ویاری حضرت مهدی تربیت کند

به امید ظهور

یا امام ضا دوستت دارم

www.entezar59.blogfa.com


نوشته شده توسط یک منظر در یکشنبه 7 شهریور 1389 و ساعت 05:43 ق.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 عاشقی ...
  اگر عاشقی جز محبوب کسی را در دل راه نده

اگر می خواهی راه بدی به خاطر محبوبت راه بده

اگر می خواهی عاشق و دلباخته مهدی فاطمه شوی

جز او کسی را دوست نداشته باش مگربه خاطر او

از مجنون پرسدند حق با علی بودیا با عمر؟

مجنون پاسخ داد حق با لیلی بود.

مجنون جز  معشوقه خود چیزی نمی دید

ای کاش ما هم  ذره ایی عشق مجنون را داشتیم البته از نوع حقیقی

این داستان کوتاه را بخوانید

امیری به شاهزاده خانمی گفت: من عاشق توام.

شاهزاده گفت: زیباتر از من خواهرم است که در پشت سر تو ایستاده است.

امیر برگشت و دید هیچکس نیست .

شاهزاده گفت: تو عاشق نیستی ؛ عاشق به غیر نظر نمی کند.

                   ***************************************** 

یک چیز در زندگی یاد گرفتم

 و آن جمله گهربار امام صادق علیه السلام است

***دل حرم خداست در حرم خدا غیر خدا را ساکن نکن****

به امید ظهور...


نوشته شده توسط یک منظر در یکشنبه 31 مرداد 1389 و ساعت 06:43 ق.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 دستور عمل های آیت الله بهجت ...
دستوراتی عبادی از آیت الله العظمی بهجت (ره)

جهت دعا این امور لازم است: الف. ثنا و تعظیم وتمجید ساحت مقدس حضرت حقّ تبارك و تعالی؛ ب. اقرار به گناهان و اظهار ندامت از آن، كه تقریباً به منزله توبه یا ملازم آن است؛ ج. صلوات د. بُكاء و گریه، و اگر نشد تباكی [خود را وادار به گریه نمودن] ولو خیلی مختصر؛ هـ. و بعد از این ها، درخواست حاجت .

دستورات عبادی

* دعاهای وارده در امكنه و ازمنه خاصّ [مكانها و زمانهای مخصوص] اختصاصی نیست، به گونه ای كه نتوان در وقت و یا جای دیگر خواند؛ بلكه این گونه دستورها به نحو تعدد مطلوب است. [در محضر بهجت:1/21]

* جهت دعا این امور لازم است: الف. ثنا و تعظیم وتمجید ساحت مقدس حضرت حقّ تبارك و تعالی؛ ب. اقرار به گناهان و اظهار ندامت از آن، كه تقریباً به منزله توبه یا ملازم آن است؛ ج. صلوات بر محمد و آل محمد كه وسیله واسطه فیض هستند؛ د. بُكاء و گریه، و اگر نشد تباكی [خود را وادار به گریه نمودن] ولو خیلی مختصر؛ هـ. و بعد از این ها، درخواست حاجت كه در این صورت برآورده شدن حاجت، برو برگرد ندارد... البته اگر این مطالب در سجده باشد، مناسب تر است. [در محضر بهجت:1/343]

* برای سلامتی چشم، بعد از نماز آیة الكرسی خوانده شود و پس از خواندن آن، دستها بر روی چشمها گذاشته و بگوید: (أَللهُمَّ الحفَظ حَدَقَتَیَّ بِحَقِّ حَدَقَتی عَلِیِّ بنِ أَبیطالِبٍ أَمیرِالمُؤمِنینَ (علیه السلام) : خدایا! به حق دو حدقه چشم حضرت علی بن ابی طالب امیرمؤمنان (علیه السلام)، دو حدقه چشم مرا حفظ كن!) [در محضر بهجت:2/252]

* برای شفای مریض، آب زمزم و تربت حضرت سیدالشهداء به مرّات عدیده، صدقه به مرّات عدیده به افراد زیاد - اگر چه مبلغش زیاد هم نباشد - داده شود؛ سوره حمد هم از یك مرتبه تا صد مرتبه افراد متعدد بخوانند، خیلی تأثیر دارد. علاوه بر این به رفقا هم بگویید دعا كنند. [فیضی از ورای سكوت:227]
412. برای محفوظ ماندن هر صبح و غروب سه بار بگوید: (أَللهُمَّ اجعَلِنی فِی دِرعِكَ الحَصینَةِ الّتی تَجعَلُ فیها مَن تُرید: خداوندا، مرا در زره نگهدارنده و قوی خود - كه هر كس را بخواهی در آن قرار می دهی - قرار بده!)[گوهرهای حكیمانه:14]

* برای یافتن هر چه كه گم شده یا دزدیده شده باشد (گرچه انسان باشد) این ذكر را بسیار بخوانید... (أَصبَحتُ فی أَمانِ الله، أَمسیتُ فی جِوارِ الله: در پناه خدا صبح كردم؛ در پناه خدا وارد شب شدم.)[گوهرهای حكیمانه:14]

* كسی كه می خواهد روزی اش فراوان شود، این ذكر را بسیار بگوید و در آغاز و پایان آن هم، یك صلوات بفرستد... (أَغنِنی بِحَلالِِكَ عَنِ حَرامِكَ، وَ بِفَضلِكَ عَمَّن سِواك: خدایا! مرا به وسیله حلالت از حرام خویش بی نیاز كن، و با فضل و بخشش خودت، از هر چه غیر خودت بی نیاز ساز!)[گوهرهای حكیمانه:14]

* سؤال: برای دوری از ریاء چه باید كرد؟
جواب: با عقیده كامل، اِكثار حوقله (یعنی زیاد بگوید: لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إلاّ بِالله).[به سوی محبوب:70]

* سؤال: برای درمان عصبانیّت چه كنیم؟
جواب: با عقیده كامل، زیاد صلوات فرستادن: (أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد).[به سوی محبوب:70]

* سؤال: جهت علاج غرور، چه راهی را توصیه می فرمایید؟
جواب: بسمه تعالی، اِكثار حوقله (زیاد گفتن: لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إلاّ بِالله العَلیِّ العَظیم). [به سوی محبوب:71]

* سؤال: اینجانب به وسواس مبتلا هستم؛ لطفاً جهت برطرف شدن آن مرا راهنمایی فرمایید!
جواب: اِكثار تهلیل (زیاد گفتن: لا إله إلاّ الله)، علاج وساوس است. [به سوی محبوب:71]

* در مورد اذكار و اوراد و قرائت و امثال اینها، انسان همیشه تحرّی [كوشش در جستجو] و مراقبت نماید [كه] چه عملی تا چه اندازه موافق با نشاط و حضور قلبی او است، همان را اختیار كند. [به سوی محبوب:76]

* در شداید و گرفتاریها، بهترین ذكر این است كه از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به ما رسیده: (لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إلاّ بِالله العَلیِّ العَظیم لاَمَلجَأ وَ لا مَنجأ مِنَ اللهِ إلاّ إلَیه). [نكته های ناب:72]

* برای دفع بلا و شرّ، این دعا نیز نافع است: (أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِِهِ وَ أَمسِك عَنَّا السُّوءَ: خداوندا! بر محمد و آل او درود فرست، و بدی را از ما باز دار!)[در محضر بهجت:1/343]

* سؤال: چگونه در تمامی كارها و عبادات، اخلاص را فراموش نكنیم؟!
جواب: بسمه تعالی، در عبادات و تمام كارها اختیاراً راه ندهد، غیر از خدا را و غیر از یاد او را. و همین راهِ منحصر سعادت است![به سوی محبوب:76]

* سؤال: چه كنیم تمركز فكر پیدا كنیم؟
جواب: اذكاری كه برای جمع كردن فكر مؤثر است، مثل: (لا إله إلاّ الله) را زیاد بگویید.[فیضی از ورای سكوت:228]

* سؤال: زن و شوهری كه بینشان خیلی اختلاف است، چه باید بكنند؟
جواب: هر كدامشان كه می خواهد رفع اختلاف شود یا فرد دیگر، صدقه متعدّد، به افراد متعدّد، به دفعات زیاد بدهند و برای اصلاح ذات البین زیاد هم دعا بكنند. [فیضی از ورای سكوت:229]

شادی روح آن عارف واصل، فاتحه و صلوات
-------------------------------------------------

منبع:سایت آیت الله العظمی بهجت (ره)
 


نوشته شده توسط یک منظر در پنجشنبه 21 مرداد 1389 و ساعت 05:26 ق.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 علائم ظهور امام زمان ...

علائم ظهور به دو دسته كلی تقسیم میشوند: علائم حتمی و علائم غیر حتمی.
فضیل بن یسار از امام باقر (ع) روایت كرده كه فرمودند:
«نشانه‌های ظهور دو دسته است: یكی نشانه‌های غیرحتمی و دیگر نشانه‌های حتمی؛ خروج سفیانی از نشانه‌های حتمی است كه راهی جز آن نیست.» (غیبت نعمانی، با ترجمه غفاری، باب18، ص429)
منظور از علائم حتمی آن است كه تقدیر قطعی خدا به وقوع آن تعلق گرفته، و مشروط به هیچ قید و شرطی نیست؛ و مقصود از علائم غیر حتمی آن است كه وقوع آن ممکن است مشمول بداء گردد، چرا که فی الجمله مشروط به شروطی است كه اگر آن شروط تحقق یابد آن علائم واقع می شوند، و اگر آن شروط مفقود باشد، آن علائم نیز تحقق نمییابند. علائمی در مورد حتمی بودن آنها نصی نداشته باشیم، تنها احتمال وقوع آن می رود، و قطعی نیستند. علائم غیر حتمی بسیارند. ما در اینجا روایت مفصلی از امام امام صادق(ع) را برای شما می آوریم که تعداد بسیاری از آن را برشمرده است....


این روایت مشهوری است، ولی برای آن که حق زحمات مؤلفین ادا شده باشد، می گوییم که این روایت را با تغییرات عبارتی اندکی از کتاب "یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان(عج)" نوشته علیرضا رجالی تهرانی نقل می کنیم. قبلا لازم است تذکر دهیم که گرچه هر یک از این علائم حتمی الوقوع نیست، ولی به طور کلی احوال آخرالزمان را به ما معرفی می کند.با مطالعه آن شباهتهای زیاد آن را با شرائط زمان خودمان می یابیم.

در این روایت، امام صادق(ع) به یكی از یاران خود فرمودند:

هر گاه دیدی كه حق بمیرد و طرفدارانش نابود شوند؛ و ظلم و ستم فراگیر شده است؛ و قرآن فرسوده و بدعتهایی از روی هوا و هوس در مفاهیم آن بوجود آمده است؛ و دیدی دین خدا، عملاً، توخالی شده، همانند ظرفی كه آن را واژگون سازند!

 و همچنین هر گاه دیدی كه اهل باطن بر اهل حق پیشی گرفته‌اند؛ و كارهای بد آشكار شده و از آن نهی نمیشود، و بد كاران باز خواست نمیشوند؛ و مردان به مردان و زنان به زنان اكتفا میكنند.

و هنگامی که دیدی افراد باایمان سكوت كرده، و سخنشان را نمیپذیرند؛ و دیدی كه شخص بدكار دروغ گوید، و كسی دروغ و نسبت ناروای او را رد نمیكند؛ و دیدی كه بچهها به بزرگان احترام نمیگذارند؛ و قطع رحم می شود.

و وقتی دیدی كه بد كار را ستایش كنند و او شاد شود، و سخن بدش به او برنگردد؛ و دیدی كه نوجوانان پسر همان كنند كه زنان كنند [یعنی به مانند آنان خود را زینت می کنند]؛ و زنان با زنان ازدواج كنند.

و هنگامی که دیدی انسانها اموال خود را در غیراطاعت خدا مصرف میكنند و كسی مانع آنها نمیشود؛ و دیدی كه افراد با دیدن كار و تلاش مؤمنانه [از آن تعجب می کنند] و به خدا پناه میبرند.

و دیدی كه مداحی دروغین از اشخاص زیاد شود؛ و همسایه همسایه خود را اذیت میكند و از آن جلو گیری نشود؛ و دیدی كه : كافران از صعوبت زندگی مؤمن، شاد می شوند؛ و دیدی مردم شراب را آشكار می آشامند، و برای نوشیدن آن كنار هم مینشینند و از خداوند متعال نمیترسند؛ و كسی كه امر به معروف میكند خوار و ذلیل است.

و همچنین هنگامی که دیدی آدم بدكار در چیزی مورد ستایش ست که خداوند آن را دوست ندارد؛ و دیدی كه اهل قرآن و دوستان آنها خوارند؛ و راه نیك بسته و راه بد باز است؛ و دیدی كه انسان ها به زبان میگویند، ولی عمل نمیكنند.

و وقتی دیدی خانه كعبه تعطیل شده، و به تعطیلی آن دستور داده میشود؛ و مؤمن، خوار و ذلیل شمرده شود؛ بدعت و زنا آشكار شود؛ و مردم به شهادت و گواهی ناحق اعتماد كنند.

و دیدی كه حلال حرام، و حرام حلال می شود؛ و دین بر اساس میل اشخاص معنی می شود، و كتاب خدا و احكام آن تعطیل می گردد؛ و جرأت بر گناه آشكار شود، و دیگر كسی برای انجام آن منتظر تاریكی شب نگردد.

و آنگاه که دیدی مؤمن نتواند نهی از منكر كند مگر در قلبش؛ و ثروت بسیار زیاد در راه خشم خدا خرج گردد؛ و سردمداران به كافران نزدیك شوند و از نیكوكاران دور شوند؛ و والیان در قضاوت رشوه بگیرند؛ و پستهای مهم والیان بر اساس مزایده است، نه بر اساس شایستگی.

و آن زمان که دیدی مردم را به تهمت و یا سوء ظن بكشند؛ و دیدی كه مرد به خاطر همبستری با همسران خود مورد سرزنش قرار گیرد. و هنگامی که زن بر شوهر خود مسلط شود و كارهایی كه مورد خشنودی شوهر نیست انجام میدهد و به شوهرش خرجی میدهد.

و همچنین آنگاه که دیدی سوگند های دروغ به خدا بسیار گردد؛ و آشكارا قماربازی شود؛ و مشروبات الكلی به طور آشكار بدون مانع خرید و فروش میشود. و وقتی دیدی كه مردم محترم توسط حاکمان قلدر خوار شوند؛ و نزدیك ترین مردم به فرمانداران آنانی هستند كه به ناسزاگویی به ما، خانواده عصمت(ع)، ستایش شوند؛ و هر كس ما را دوست دارد او را دروغگو خوانده، و گواهی اش را قبول نمیكنند.

 و آنگاه که دیدی مردم در گفتن سخن باطل و دروغ با هم رقابت می كنند؛ و شنیدن سخن حق بر مردم سنگین، ولی شنیدن باطل برایشان آسان است؛ و دیدی كه همسایه از ترس زبان همسایه به او احترام میكند.

و وقتی دیدی حدود الهی تعطیل شود، و طبق هوی و هوس عمل گردد؛ و دیدی كه مسجدها طلا كاری (زینت داده) شود؛ و دیدی كه راستگوترین مردم نزد آنها مفتری و دروغگو است.

هنگامی که دیدی بدكاری آشكار شده، و برای سخن چینی كوشش میشود؛ و ستم و تجاوز شایع شده است؛ و غیبت، سخن خوش آنها شود و بعضی بعض دیگر را به آن بشارت دهند.

وقتی دیدی حج و جهاد برای خدا نیست؛ و سلطان به خاطر كافر، شخص مؤمن را خوار كند؛ و خرابی بیشتر از آبادی است؛ و معاش انسان از كم فروشی به دست میآید؛ و خون ریزی آسان گردد؛ و مرد به خاطر دنیایش ریاست میكند.

 و هنگامی که دیدی مردم نماز را سبك شمارند؛ و انسان ثروت زیادی جمع كرده، ولی از آغاز آن تا آخر، زكاتش را نداده است؛ و قبر مردهها را بشكافند و آنها را اذیت كنند؛ و هرج و مرج بسیار شود؛ و مرد روز خود را با مستی به شب میرساند، و شب خود را نیز به همین منوال صبح می کند، و هیچ اهمیتی به آیین مردم ندهد. آنگاه كه با حیوانات آمیزش شود؛ و مرد به مسجد (محل نماز) میرود و وقتی برمیگردد لباس در بدن ندارد؛ [ یعنی لباسش را دزدیده اند].


نوشته شده توسط یک منظر در یکشنبه 20 تیر 1389 و ساعت 07:37 ق.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 آیا احمدی نژاد همان شعیب بن صالح است ...

«احمدی‌نژاد و انقلاب جهانی پیش‌رو» نام کتابی‌ست از شادی فقیه، که سال ۲۰۰۶ انتشارات دارالعلم آن را منتشر کرده است. دارالعلم یکی از انتشاراتی‌های شیعیان لبنان است و بیشتر کتابهایی در زمنیه ظهور امام زمان چاپ می کند. طرح جلد کتاب عکسی از احمدی نژاد و پس زمینه‌ای از سربازان آمریکایی است و دو جمله که یکی را به نقل از برخی رهبران انقلاب آورده: احمدی‌نژاد رهبر سربازان مهدی است که قدس را آزاد می‌کند و دیگری را خطاب به احمدی‌نژاد و این باز از قول برخی علما به او آورده که به او توصیه کرده‌اند چون انرژی هسته‌ای با ظهور امام زمان مرتبط است، کوتاه نیا. کتاب ۲۱۶ صفحه است و از کتابهایی است که حزب الله لبنان آن را بین مردم توزیع کرده است. با انتشار کتاب در لبنان خیلی‌ها درباره‌ی آن گفت و گو کردند و به‌خصوص بخش دوم کتاب سر و صداهای زیادی بین محافل اینترنتی دنیای عرب به راه انداخت. این کتاب تعریف و تمجیدهای بی نظیری از احمدی‌نژاد و و جمهوری اسلامی کرده و از حزب‌الله و سیدحسن نصرالله هم به‌خوبی یاد نموده است. مولف در مقدمه گفته احمدی‌نژاد شخصیتی چند بعدی و قابل تأمل است که “یکی از ستاره‌های آسمان سیاست است”.  مقدمه اینگونه شروع می شود: «بی‌تردید از اولین روز انتخاب رئیس جمهور ایران، ما در حالت برانگیختگی و شوق به سر می بریم، در حالی که جهان از اعلام نام او وحشت زده شد و در پس آن غرب واکنش هایی نشان داده، این سریال هنوز پایان نیافته؛ شخصیت انقلابی احمدی نژاد، تصریحات شجاعانه او و در پی آن پاسخ های آمریکا و غرب. اما دیگر مشخص شده که رئیس جمهور ایران به یکی از ستارگان میدان سیاست بدل شده است.»

 او احمدی‌نژاد را تندرو و متمایل به راست توصیف کرده که معتقد است در امور به خدا توکل می‌کند و به پیش می‌رود.

از اعتقادات او این است که سپاهِ آزادی قدس، از عراق می‌گذرد و این همان شعاری بود که امام خمینی سال‌ها قبل گقته بود: راه قدس از کربلا می‌گذرد.

مولف معتقد است که بازگشت مهدی شیعه بسیار نزدیک است و ما الآن در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که آن را عصر ظهور نامیده است. او برای این دوره ۱۷ علامت ذکر می‌کند که محقق شده است. این علامات به ما می گوید که ما در دوره ظهور امام زمان زندگی می کنیم و احمدی‌نژاد یکی از رهبران ارتش امام زمان است.

مولف بعد از مقدمه کتابش را به سه بخش تقسیم کرده:

در اولین بخش درباره‌ی شخصیت احمدی‌نژاد و ویژگی‌های سیاسی و دینی او بحث کرده است. او در این فصل از دیانت و هوش و ذکاوت احمدی‌نژاد، نگاهش به غرب و مقابله‌ش با اسرائیل و اظهارات جنحالی و شجاعانه‌ش درباره‌ی اسرائیل گفته. در این بخش شادی فقیه اظهاراتی شبیه آنچه این روزها در ایران برخی مطرح می‌کنند آورده و گفته در سفری به جمکران وزیر ارشاد احمدی‌نژاد و خود او، نامه‌ای به چاه جمکران می‌اندازد که از آقا کارهاشان را ببیند و کمکشان کند.

او می‌گوید احمدی‌نژاد از کودکی به دین علاقه داشت و در خانواده‌ای دین‌دار و انقلابی به دنیا آمد. جوانیش را در مبارزات دوران انقلاب آغاز کرد و با شرکت در جنگ با مرگ روبه‌رو شد و از آن نهراسید. در ادامه هم بحث مفصلی درباره‌ی میزان ارادت احمدی‌نژاد به روحانیت و به‌خصوص ولی‌فقیه می‌آورد. شادی فقیه می‌گوید احمدی‌نژاد حتی بر برنامه‌های غذاییش هم مراقبت را رعایت می‌کند و هیچ لقمه‌ی شبه‌ناکی هم نمی‌خورد. او در این فصل ادعا می‌کند که تاکید دولت جدید ایران بر انرژی هسته‌ای به میزان التزام آن‌ها در انتظار فرج مهدی بستگی جدی دارد.

در فصل دوم کتاب که با نام کتاب یکی‌ست و منظور دکتر شادی فقیه که خود مسئول انتشارات دارلعلم است از انقلاب جهانی مشخص می‌شود. انقلاب جهانی مد نظر او همان ظهور مهدی است که در آخرالزمان اتفاق می‌افتد و عدالت و سعادت را به جهان هدیه می‌کند. او در این فصل کتابش، ادعاهایش درباره‌ی نزدیکی ظهور امام زمان را بیشتر شرح می‌دهد و با ذکر ۱۷ علامت از علائم ظهور و مطابقت دادن آن‌ها با حوادث و اشخاص، اعلام می‌کند که ما در دوره ظهور زندگی می‌کنیم. شادی فقیه در ابتدای فصل از برخی مسایل اعتقادی شیعه را بیان گرده و گفته به نظر شیعه جهان با هدفی بلند خلق شده و آن هدف همانا رسیدن همه ی بشریت به کمال و سعادت است. شیعه این سعادت را گونه ای دیگر می بیند. او در ادامه وارد برخی بحث کلامی و اعتقادی شیعه در باب خلقت می شود. در انتها هم به تعداد آسمان‌ها و پیامبران و ائمه می پردازد. سپس او به برخی علائمی که در روایات شیعه آمده که پبش از ظهور اتفاق می افتد اشاره می کند و با ذکر یک یک آن‌ها نتیجه می گیرد که ظهور خیلی نزدیک است. این علائم را به این شرح می آورد: اول. به نظرش اولین علامت ظهور که باید قبل از ظهور اتفاق افتد، تجمع و استقرار یهودی‌ها در فلسطین است. او اولین پیش بینیش را به آیه ای از قرآن هم مستند کرده که می فرمایدیهودی‌ها هم فلسطین را اشغال کرده اند هم مسجد الاقصی را. دومین علامت، خروج مردی از قم بوده که شادی با استنداد به بحار ج.۶ ص.۲۹۶، این مرد را همان امام خمینی دانسته است. علامت سوم هم با ذکر آیه ی «بعثنا علیکم عبادا لنا اولی بأسٍ شدید» و ارایه ی تفسیری از امام صادق از روضه کافی که «قبل از خروج مهدی گروهی می آیند که نمی بینند دشمنان آل محمد را مگر آن که آن‌ها می کشند.»

شادی فقیه این گروه را نیرویی نظامی می بیند که در ایران با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مطابقت دارد. سپاهیانی که دشمنان آمریکایی‌ها اند. آمریکایی‌هایی که اولین دشمنان امام علیه السلام اند. علامت بزرگ چهارم، تاسیس جهوری اسلامی در سرزمین ایران است که آن را پیام بر پیشگویی کرده است. علامت پنجم قدرت گرفتن ذریه ی رسول خدا در آخرالزمان است که مولف آن را با عمامه مشکی‌ها می شناساند و مصادیقش را امام خمینی و رهبر انقلاب در ایران، شهید محمدباقر صدر و محمد صادق صدر و شهید حکیم و آیت الله سیستانی و سید عبدالعزیز حکیم و مقتدا صدر در عراق و امام موسی صدر و سید حسن نصرالله و سید عباس موسوی در لبنان دانسته است.

علامت ششم جنگیدن حزبی با دشمنان درنزدیکی بیت المقدس و تحت عنایات خاصه امام زمان است که آن را به حدیثی از پیامبر مستند کرده که «لا تزال عصابه متی یقاتلون علی ابواب بیت المقدس و ماحوله لا یضرهم خذلان من هذلهم ظاهرین علی الحق الی ان تقوم الساعه» و روایتی هم از حضرت صاحب الامر آورده که «حزب علی ابواب بیت المقدس یقاتلون فی سبیل الله منهم و هم منی». نویسنده این حزب را همان حزب الله لبنان می داند که در نزدیکی بیت المقدس با یهودی‌ها می جنگد و پیروزیهایش نشان می دهد عنایت خاص امام زمان را با خود دارد.

علامت هفتم به نظر فقیه ورود نیروهای غربی به عراق است و علامت هشتم شهادت نفس زکیه بوده است که شادی فقیه نفس زکیه به همراه هشتاد نفر از یارانش است که نویسنده ، سید محمد باقر حکیم را نفس زکیه می داند که همراه هشتاد نفر از یارانش در اطراف نجف شهید شدند. انتقال حوزه علمیه از قم به نجف و قیام برای اجرای احکام دینی در عراق به کمک ایران و از بین رفتن ترس مردم از وقوع بلایای طبیعی چون بیماریهای واگیردار و زلزله و تغییراتی در مدار زمین هم چهار علامت دیگر نزدیکی دوران ظهورند. علامت دوازدهم را هم با ذکر حدیثی و سپس خلاصه کردن مفاد حدبث در شش نکته که سید خراسانی سیدی هاشمی و حسنی است، از خراسان است، خوش روست، در گونه راستش خالی دارد و در دست راستش نقصی ایجاد شده و او در ایران منصبی دارد این اوصاف را با رهبر انقلاب آیت الله خامنه ای تطبیق می دهد.

شادی فقیه آخرین علامتی که نزدیکی ظهور را قیام و خروج شعیب بن صالح دانسته و از عمار یاسر آورده که المهدی علی لوائه شعیب بن صالح. و دو سه حدیث دیگر هم درباره ویژگی‌های شعیب بن صالح ذکر کرده و در انتها این ویژگی‌ها را با احمدی نژاد منطبق دانسته است چرا که او اولا مردمی (شعبی) است و ثانیا صالح است. جوان، لاغر، رهبر نظامی و مرد درجه یکی مهم هست. از تهران (ری) آمده، کم لحیه است و جسور وشجاع است؛ این‌ها ویژگی‌های شعیب بن صالح اند.

به نظر نویسنده تا ظهور تنها بروز دو علامت باقی مانده یکی خروج سفیانی و دیگری صیحه‌ی آسمانی. نویسنده بلافاصله در ادامه‌ی این نشانه‌ها مفصلا درباره سپاه و بسیج به عنوان ارتشی اعتقادی گفت و گو می‌کند. او می گوید بسیج نیرویی است که خود را برای شهادت در راه اسلام آماده کرده و در خیلی معضلات به نیروهای انقلاب کمک کرده است. بسیح جایگاه ویژه ای در تفکر دفاعی ایران دارد. البته این نیروهای مردمی که از شهرها و دهات می آیند، آموزش‌های لازم را به صورت فشرده و با سختی می بینند تا با آمادگی به مقابله با دشمن بروند. او مراحل آمادگی نیروهای مردمی بسیج را هم ذکر کرده و با ارائه اطلاعاتی که معلوم نیست از کجا آورده و چه قدر صحیح است مراحل آموزش‌ها ی نیروهای بسیج را طرح کرده.

شادی فقیه می گوید انقلاب تنها با گرفتن اسلحه از دیگران به اهدافش نمی رسد و باید بتواند خودش هم سلاح تأمین کند و ارتش انقلاب این کار را از سلاح‌های کوچک و متوسط شروع کرده اکنون می تواند انواع موشک و تانک و نفربر وحتی سلاح ‌های الکترونیکی را تولید کند.

شادی فقیه می گوید ایرانی ها اولین ماهواره‌شان را سال ۲۰۰۵ به آسمان فرستادند تا با ماهواره‌های جاسوسی امریکا مقابله کنند. در ادامه هم شادی فقیه اخباری از برخی همکاری‌های ایران و کره ارائه می کند و مدعی است ایران با کره، روسیه و چین در زمینه تولید سلاح همکاری می کند. در انتهای این فصل نویسنده حدود ده صفحه درباره درگیری‌ها و رودرویی‌های فعلی و احتمالی ایران و اسرائیل می گوید که در بسیاری از موارد باید در استدلال ‌ها و شواهد شک کرد. بعد هم در بخشی به نام احمدی نژاد و بمب هسته ای ایرانی مدعی می شود که اگر ایران اعلام کند که به بمب هسته ای دست یافته مردم جهان خیلی خوش حال می شوند. بعد هم در ده صفحه سعی می کند آنچه مدعی شده را اثبات کند.

فصل سوم کتاب خیلی درباره‌ی احمدی‌نژاد نیست و بیشتر به انقلاب اسلامی مربوط است. مؤلف در ابتدای فصل از روحیه‌ی دینی احمدی‌نژاد گفته و او را یکی از انقلابیون معرفی کرده است. بعد هم مفصلا درباره انقلاب و انقلابیون و گرایشات آن‌ها توضیح داده است.

ابتدا امام خمینی را معرفی کرده و با آوردن جدولی برخی مشخصات امام خمینی و حرکتش را با حرکت و شخصیت پیام‌بر مقایسه کرده است. بعد هم مفصلا درباره‌ امام و رهبریش در طی مراحل مختلف انقلاب گفته است. از مهم‌ترین نکاتی که در این فصل به آن اشاره شده، پیش گویی‌های امام درباره فروپاشی شوروی و سقوط اسرائیل بوده است. بعد با ذکر برخی احادیث سعی کرده نشان دهد که ائمه صلوات الله علیهم ایشان را تأیید کرده‌اند. در آن‌ها هم نقل قول‌هایی از شاگردان و نزدیکان امام درباره سجایای اخلاقی امام آورده است.

در بخش دیگر کتاب آیت‌الله بهجت، مرشد معنوی احمدی‌نژاد و انقلاب معرفی شده و گفته شده که رئیس‌جمهور یکی از مریدان ایشان است. نویسنده آیت‌الله بهجت را یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های عرفانی انقلاب معرفی کرده و بخشی از زندگی‌نامه‌ی او را هم ذکر کرده است. او از قول شهید مطهری آورده که ایشان به شاگرانش می‌گفته که به درس آیت‌الله بحجت بروید و اشاره کرده که آیت‌الله مصباح که خود از بزرگان حوزه‌اند شاگرد ایشان بوده است.

نویسنده در ادامه به برخی مقالات و رفتارهای عرفانی آیت‌الله بهجت اشاره می‌کند و برای مثال می‌گوید شبی آقای بهجت بعد از نماز رو به جماعت کرد و گفت اگر سلاطین عالَم می‌دانستند که چه لذتی در عبادت خدا هست، سلطنت را رها می‌کردند و به عبادت می‌پرداختند. او از قول شیخ عباس قوچانی می‌آورد که زمان آقای قاضی در نجف، آقای بهجت تنهایی به مسجد سهله می‌رفت و تا صبح آن جا می‌ماند و تفکر می‌کرد.

به نظر نویسنده از دیگر ابعاد آیت‌الله بهجت، تواضع و دوری کردنش از شهرت و مخالفت با هوای نفس است. نویسنده برای اثبات این ادعای خود هم چند مثال از رفتارهای آقای بهجت را ذکر می‌کند. در انتها هم به ارتباط بین امام خمینی و آقای بهجت و برخی مراودات ایشان با هم و آیت‌الله خامنه‌ای و آقای بهجت با هم اشاره می‌کند. بعد هم برخی استفتائات سیاسی ایشان را حول انتخابات ذکر می‌کند.

در بخش بعد او به زندگی و حالات آیت‌الله خامنه‌ای می‌پردازد. نویسنده ابتدا زندگی‌نامه‌ی مقام معظم رهبری را از کودکی تا جوانی بیان می‌کند و از فعالیت‌های ایشان در دوره‌ی مبارزات انقلاب و زندانی شدنش و مبارزاتش در زندان و تبعیدش به ایرانشهر می‌گوید. درباره‌ی زندگی ایشان در بعد از انقلاب هم به برخی از مناصب ایشان در نماز جمعه تهران، وزارت دفاع، ریاست‌جمهوری و …. اشاره می‌کند.

از ویژگی‌های اخلاقی رهبر انقلاب، نویسنده به زهد، تواضع و اخلاق حسنه‌ی ایشان اشاره می‌کند و مشارکتش دوش به دوش رزمندگان در جبهه را بسیار می‌ستاید. بعد هم از انتخاب او به عنوان رهبر انقلاب می‌گوید و از میزان محبوبیتش بین مردم ایران تا جایی که بسیاری از مردم نام او را با نام امام خمینی اشتباه می گیرند. در پایان بخش معرفی، نویسنده تالیفات رهبر را ذکر می‌کند و بعد از این‌ها تازه به برخی فرمایشات رهبر انقلاب در مواجهه با نیروهای مسلح را که در ۸ بخش تنظیم شده‌اند، می‌آورد. این بخش قریب به بیست صفحه است و در آن نویسنده سخنان مختلف رهبری را در بخش‌های حفظ آمادگی رزمی و دفاعی، حفظ روحیه‌ی معنوی، آمادگی فرهنگی و رسیدگی به زنان و فرزندان نظامی‌ها تقسیم کرده است.

بخش بعدی کتاب به آیت‌الله مصباح اختصاص داده شده و او را رهبر فکری انقلاب معرفی شده است. این بار هم مختصری از زندگی‌نامه‌ی او را آورده و به برخی فعالیت‌های او با استاد مطهری و شهید بهشتی اشاره کرده است. در این بخش همچنین، با اشاره به قوت نیروی نظامی و توان هسته ای ایران، نتایج چند نظر سنجی اینترنتی درباره احمدی نژاد که مؤید نظرات نگارنده نیز هست، ضمیمه شده است. پشت جلد هم با چند سئوال نشان می دهد که نویسنده چه رویکردی دارد: احمدی نژاد کیست؟ چرا تصریحاتی با افکاری انقلابی دارد؟ رفتارهای سیاسی و دینی او چیست؟ استراتژی نظامی ایران چیست؟

 در پایان باید گفت استقبال و تجدید چاپ کتاب‌هایی از این دست -حتی اگر با نوعی شیفتگی نسبت به رئیس جمهور ایران تألیف شده باشد- نشانه ایجاد ظرفیت‌هایی برای نیل به همسویی و انسجام مسلمانان در مقطع کنونی است و این نه ستایشی از احمدی نژاد که وظیفه‌ای بر دوش اوست.

                                                                                                                          والله اعلم


نوشته شده توسط یک منظر در شنبه 12 تیر 1389 و ساعت 05:39 ق.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 سخنرانی استاد پناهیان درباره ظهور ...

من با مدیر مسئول یکی از روزنامه ها که نام ببرم، شما همه می شناسید، صحبت می کردم حدود مثلا 7-8-10 سال قبل. می گفت ما روشنفکرتر و زاهدتر از مقام معظم رهبری به عنوان یک روحانی عالم و زاهد نداریم ولی من ولایت فقیه رو قبول ندارم. روزنامه زدند که علیه ولایت فقیه کار کنند. نام ببرم، همه می شناسید. خب، حالا نتیجه اش چی شد؟ نتیجه ی اون همه کوبیدن بر طبل ضد ولایت و لیبرالیزه کردن این انقلاب، تلاشی که کردند برای لیبرالیزه کردن انقلاب این است که موقعیت ولایت و ولی فقیه از روز اول به اذعان همه خبرگزاری ها هزاران برابر شده است و تبدیل شده به یه قدرت دیگه منطقه ای. دیگه الان کاملا مشهود است و مشهور است که مقام معظم رهبری، ولی فقیه منطقه است. از آقای سیستانی مرجع بزگوار تقلید می پرسند که اگر یه وقت ولی فقیه یه حکمی کرد، حکمش با فتوای مرجع تقلیدمون متفاوت بود، چیکار کنیم؟ ایشون می فرماید که بر مراجع تقلید هم واجب است که حرف ولی فقیه را اطاعت بکنند.

چیزی که خوابش رو نمی دید دشمن. در کنار مرز اون ما گروهی داریم که اینها در عرب الان محبوبترین سلحشوران عالم هستند. آقای سید حسن نصرالله رسما تو عالم اعلام می کنه من عضو حزب ولایت فقیهم و افتخارم این است که پیرو رهبری ایران هستم. همه تو عالم موندن همینجوری.


یه کسی از دانشجوهایی که تو خارج تحصیل می کرد، الان تو ایرانه، مسئولیتی هم داره. او تعریف می کرد برای من. می گفت ما می دیدیم که ماها هی میگیم: امام خمینی، امام خمینی، امام خمینی... اونا هم باید طبیعتا وقتی که امام خمینی رو اسم می برند مثل ما اسم ببرند ولی همیشه می گفتند آیت الله خمینی، آیت الله خمینی... اینجوری می گفتن. تو یه همایشی شرکت کرده بودیم و یکی از اساتید هم گفتن شما چرا میگید آیت الله خمینی؟ حالا ما که داریم میگیم امام خمینی، شما هم مثل ما صدا بزنید. می گفت نه! شما وقتی که میگید امام، دارید یه رهبر بین المللی دینی درست می کنید. دارید یه رهبر فرا مرزی درست می کنید. ما نمی گذاریم شما اینکار رو بکنید. شما وقتی میگید ولی فقیه، این ولی فقیه که مرز نداره. جنگ بشه باید همه ی شیعیان بیایند به فرمانش اطاعت بکنند. اونا میدونن ما داریم چیکار می کنیم. نمیگن که این حرفا رو به ما.

اونا میدونن مقلدین شیعه در تمام جهان چقدر برای مقام معظم رهبری هستند و اینا گوش به فرمان اند خیلی بهتر از ما ایرانی ها. جالبه. بچه های فرماندهان حزب الله لبنان دو سه تاشون اومده بودن دانشگاه تهران. من به شما بگم. من این انقلاب رو دارم خلاصه می کنم در محوری ترین مفهوم به نام ولایت. اگر مشکلاتی هم تو این مملکت هست، می دونین که برای چیه؟ فقط به دلیل اینکه نخبگان جامعه درجه ولایت پذیریشون ضعیفه. قوی بشه مشکل باقی نمی مونه تو مملکت. هر کی بخواد برای خودش گربه برقصونه، خب کار مردم رو زمین می مونه. یه تحلیل دیگه هم در مورد ولایت خواهم داشت که عرض خواهم کرد. حالا این خاطره دوستان حزب الله لبنان رو بگم. من دارم انقلاب رو خلاصه می کنم در ولایت. به دلیل ظهور آقا امام زمان و اینکه ما مقدمه سازیم، اون دلیل رو هم عرض خواهم کرد. ولی بذارید این خاطره رو بگم. می گفتش که بعد از اینکه تو جلسه اینا صحبت کردند، اومدیم، (یکی از دانشجوها به من می گفت) می گفت اومدیم تو همین دفتر مسجد. تو دفتر مسجد نشسته بودم، بهشون گفتیم خب واقعا رمز پیروزی شما چی بود؟ گفتن خب معلومه، ولایت فقیه! می گه ما برگشتیم گفتیم حالا اینجا دیگه جلسه خصوصیه. واقعا می خواهیم بدونیم چه رازی تو خود شماها بود؟ حالا ولایت فقیه رو که قبول داریم، شما خیلی قبول دارین. میگه برگشتن به ما لبخند زدند. گفتند شما ساده گرفتین مفهوم ولایت فقیه رو. فرق شما با ما می دونید چیه؟ آقای شما اشاره می کنه ما جون میدیم به خاطرش، ولی باید ده بار یه حرفی رو به شما و مسئولین مملکتتون بزنه، بعد از ده بار آیا گوش بدن، آیا گوش ندن.

آقای کوفی عنان دبیرکل سازمان ملل بوده. اومده یه دیدار کرده با مقام معظم رهبری. مصاحبه ای داشته تو فرودگاه. این مصاحبه اش چاپ شده. میگه من فکر می کردم یه رهبر معنوی رو میام تو ایران می بینم. رهبر معنوی هم قبلا کم ندیده بودم. همه پاپ ها رو به خدمتشون رسیده بودم. رهبران سیاسی ای که بت من بودند، زیاد بودند مثل هلموت کول و مثلا اون رهبر آزادیبخش آفریقای جنوبی رو نام میبره. میگه ولی اومدم تو این چند دقیقه ای که با رهبر شما صحبت کردم، احساس کردم بزرگترین رهبر سیاسی دنیا رو دارم می بینم که با رهبری معنوی یه جا جمع شده. به اعجاب افتادم. عظمت کسانی که پیشم آدمای بزرگی بودند فروریخت.

تعجبم اینه که... (این کی بوده؟ 6 سال پیش یا 7 سال پیش این مصاحبه انجام شده) تعجبم اینه که شما با داشتن یه همچین رهبری ای چرا اینقدر اختلافات بینتون هست.

من البته غصه این حرفا رو نمی خورم. بعد از انتخابات دوم خرداد خیلی ها فکر می کردند، خیلی اتفاق ها افتاده. مقام معظم رهبری رفتند اصفهان؛ دیدار. خبرنگار آلمانی گزارشی که داره من نمونه اش رو به شما میگم. نوشته اروپایی ها، چه نشستید که انقلاب ایران سقوط بکنه؟ من اینجا شاهدم. انگار مسیح بن مریم ظهور کرده، این آقا اومده تو مردم.

حدود 20 ساله رسانه های غربی در مورد مقام معظم رهبری یک خبر مثبت و منفی ابلاغ نکردند. چون دیدند در مورد امام خبررسانی کردند، پشیمون شدند. دیدند امام رو مطرح کردند. بایکوت خبری. اصلا هیچی. الان من میرم حج. میرم کشورهای مختلف. آقای احمدی نژاد رو می شناسند. آقای خاتمی رو می شناسند. آقای هاشمی رو... . خیلی ها رو می شناسند. اسم رهبر رو می برم. میگن کیه؟ میگم بابا رهبر ما! میگه من نمیشناسم! میگم ای بابا! ایشون رهبر ماست. نمی دونم. از آدمای انقلابی. از آدمای ضد ایران. از آدمای موافق ایران. از همه جور آدم. میگن نمی شناسیم.

اونوقت همین حوادث اخیر وقتی شکل میگیره، اینا مجبور میشن... این فتنه ها. همین فتنه های اخیر. یکی از فواید این فتنه های اخیر این شد که اینا مجبور شدند یه جاهایی این بایکوت خبری رو بشکنند. من به شما مژده میدم تا چند وقت آینده شما بیش از گذشته خواهید دید رهبر ما الان همه می دونند رهبر منطقه است. رهبر ایران فقط نیست. معلومه رهبر منطقه است. افغانستان میخواد کاری صورت بگیره باید آقا اجازه بده. پاکستان، کاری صورت بگیره، آقا اجازه بده. عراق؛ آقا باید اجازه بده. می دونند آقا نفوذش تو ترکیه چقدره. می دونند اینا رو. نمیان بگن که. من هم خیلی از چیزاش رو نمی تونم بگم اصلا، جزئیاتش رو. تو آفریقا و توی آمریکای لاتین. بذارین توضیح ندیم. یه سری کارا رو باید چراغ خاموش انجام داد. انشاءالله وقتی ظهور محقق شد اونوقت شما متوجه میشید که چجوری ایران میشه مقدمه ساز ظهور حضرت. دست مجروح سید خراسانی چجوری مقدمه رو فراهم می کنه، زمینه رو مهیا می کنه برای ظهور حضرت. اینجور اختلافات داخلی که بعضی ها ایجاد می کنند و مشاجره های مضحک سیاسی، اینا خنده داره در مقابل اون جریان عظیمی که...

من به شما بگم تا چند سال آینده، شاید 5 سال طول نکشه، احدی در عالم هیچکدوم از این فتنه ها رو یادش دیگه نمیاد. اینقدر با وقایع بزرگ جهان بشریت روبرو خواهد شد که نگو.

خب. تا اینجا روند انقلاب ما شد تثبیت بیش تر ولایت. حالا چرا اینقدر شما بر ولایت تاکید می کنید؟چون ظهور آقا امام زمان (ع) یه معنا بیشتر نداره. اگر گفتند آقا عدالت می آورد. عدالت نتیجه ولایت است. اگر با ظلم مبارزه می کند، به قدرت ولایت است. اگر نعمت می آید، به برکت ولایت است. اگر امنیت هست، به برکت ولایت است. اگه مردم عالم ولایت پذیر نباشند حضرت نه میاد، نه هیچکدوم از اینا رو خواهد آورد. لذا ظهور حضرت و حکومت حضرت اصلی ترین معناش تحقق معنای ولایت ولی الله الاعظم در همه گیتی خواهدبود. اگر معنویت میاد یعنی تحقق ولایت. حکومت و ظهور امام زمان اگر یک معنا بیشتر ندارد و آن حکومت ولایت است و تحقق ولایت روی زمین، مقدمه اش هم باید از جنس خودش باشه. مقدمه برقراری ولایت، برقراری ولایت نایبشه. و اینکه مردم عالم بچشند ولایت یعنی چی.

برج دوقلو وقتی که سقوط کرده بود، (خودشون آمریکایی ها زده بودند که بخوان جنگ تو جهان راه بندازن.) یکی از غربی ها گفته بود که، تو روزنامه شون نوشته بود؛ آمریکا احساس کرد، پدر نداره. سرپرست نداره. بعد اشاره کرده بود به ایران.گفته بود تو ایران یه کسی بود به نام امام. یه کسی است به نام ولایت. ببین. خلاءش رو حس می کنند، مردم عالم. ما هم صاحاب می خوایم! بذارین تو این حاشیه ای که باز کردم، دیگه زیاد بحث نکنم.

همه مردم عالم، انسان ها مفطور به فطرت الهی هستن. ساختارشون الهیه. انسان ها امام میخوان. بچه مادر میخواد. بچه بابا میخواد. خانه میخواد. پناهگاه میخواد. آقا شما همه خانه و پناهگاه می خواهید، مسکن می خواهید. آدم باید شب تو یه خونه ای استراحت بکنه. کَهفُ الوَری. می فرماید ما پناهگاه مردمیم. ما مادر مردمیم. ما پدر مردمیم. ما برادر دلسوز مردمیم. امام یه امر فطریه. انشاءالله بذار آقامون بیاد و قبل از آقامون، مزه ی داشتن ولایت رو مردم جهان بچشند. من به شما چه مژده ای دادم؟ حالا قرار می ذاریم دیگه. من مرده، شما زنده. تا چند سال آینده مزه ی رهبری ولایتی که ما تو ایران داریم برای نایب امام زمان.

(نایب عام. کاغذی هم دستش نیست. نایب عام. ) مزه ی داشتن ولایت رو مردم جهان خواهند چشید. آرزو می کنند یه همچین رهبری داشته باشند. پس انقلاب ما تجلی ولایت بود. دوران حضرت امام تثبیت ولایت بود. بعد از آن تحکیم ولایت بود. انقدر این ولایت استحکام پیدا می کند که اگر الان این ولایت در منطقه تثبیت پیدا کرده، در جهان این ولایت اثر خودش رو خواهد گذاشت تا ظهور آقا رخ بده. انقلاب یعنی این.

بله که نمیذارن ما راحت باشیم. ما گاز داریم به اندازه ای که یه قطره بنزین تو کشورمون مصرف نکنیم. گاز داریم به قدر کافی. می تونیم همه ی ماشین هامون رو گاز سوز بکنیم. این وسیله ای که میخواد گاز رو پشت ماشین نگه داره، به کشور ما هیچ کشوری صادر نمی کنه. یه کمی هم سخته تا این ها بتونن آماده بشن، به تولید انبوه برسونن، کارها معطل می مونه. از این شما بگیر تا هر چی که تصورش رو بکنی.

اینا چیکار می کنند؟ محدود کردند. میزنن. اذیت می کنند. نمی دونم. پدری دارند از ما درمیارن. خیلی هاش رو تو صدا و سیما نمیگن. برای اینکه روحیه مردم نمی دونم شکسته نشه. خب، بدونند مردم ما چقدر دشمن داریم. مردم هرچی بدونن دشمن چقدر داریم بهتره. باید سیاست های تبلیغی ما کاملا تغییر پیدا کنه. ماها فکر می کنیم که اگه بگیم که نه، همه ی دولت ها با ما موافقن، روحیه پیدا می کنند مردم. نه، آقا اینجوری نیستند. حالا شما بگرد. یه قطعه هواپیما نمی فروشن. ما باید قاچاقی بخریم. هواپیما به ما نمی فروشند. از صد تا دست باید بگیریم. از دلال ها باید بخریم. زندگی کردن برای ما سخته. این رو نمیگن صریحا به مردم. بابا، مردم ما دولت های کشورهای عالم رو آدم حساب نمی کنن. بگو اینا با ما دشمنن، دارن چه اذیتی می کنند. ما الان اصلا رو پای خودمون موندیم. تا همین مقدار قدرت داریم، والا معجزه است با این دشمنی هایی که میشه. من کاستی های خودمون رو نمیخوام کنار بگذارم ها. نمیخوام بگم ماها نقص نداریم، همش دشمنی. نه، ما هم نقص داریم. ما هم عیب زیاد داریم تو کارمون. ولی اگر ظهور حضرت یعنی تحقق ولایت و تا اونموقع ما رو آسوده و آروم نمی گذارن...

بذارید من یه قصه ای رو به شما بگم. همچین تو گلوم می مونه، می ترسم گلودرد بگیرم. من دو سه روز پیش کربلای معلی مشرف بودم. خیلی هاتون حتما رفتید. درسته؟ حرم امیرالمومنین مشرف شدید حتما. منزل حضرت آیت الله العظمی سیستانی، خدا حفظشون کنه، تکیه گاه مردم عراقند. در 10-20 قدمی حرمه. از علما بپرسید. این سوال رو مطرح کنید. امام جماعت حرم مطهر حضرت امیرالمومنین، این امام جماعت یه جایگاه رفیعی بود. هر کسی نمی تونست در دوران رونق حوزه، بره امام جماعت حرم بشه. مراجع تعیین می کردند، یا خودشون می ایستادند. درسته آقا؟ آقایون علما تایید می فرمایند؟ خیلی مساله مهمیه. الان ببینید، به خاطر اختلافات بین شیعیان عراق و به خاطر حضور دشمنان که روحانیت و حوزه رو اونجا ضعیف کرده، میری تو حرم امیرالمونین، نماز جماعت نداره. هر دفعه کاروان های ایرانی خودشون یه روحانی میذارن جلو با هم نماز شکسته می خونن و میان بیرون. قدر کشورت رو بدون. بعضی ها میخوان تضعیف بکنند ولایت رو، میخوان به عراق برسه کار. که دیگه یه دونه مرجع تقلید، زور نداره امام جماعت برای مسجد بغل دستش بگذاره. برای مسجد نه، برای حرم بذاره.

میری تو حرم امام حسین می بینی دوتا نماز جماعت هست! میدونی دشمن داره چیکار می کنه؟ تیکه تیکه می کنن اینا مارو. یه ذره تضعیف بشه تا آخر زدن، رفتن. به خدا یه ذره تضعیف ولایت، حرامه. یه ذره اش حرامه! اگر پس فردا دیدی امام زمان (ع) گردن میزنه اونایی رو که یه ذره تضعیف ولایت می کردند، ناراحت نشی ها. بهت برنخوره ها. تعجب نکنی ها. عاقل تعجب نمی کنه. یه ذره تضعیف کنه کسی ولایت رو، صهیونیست ها رو خوشحال کرده. دل میبندن. سازمان سیا میگه با این نمی تونیم تماس بگیریم؟ این گاهی غر میزنه به ولایت. بلکه یه کاری برای ما بکنه. برید روش کار کنید شاید یه نق دیگه هم بزنه. الان به اینجا کشیده کارشون.

به من می گفتن بعضی ها تو این شورش ها شعار ضد ولایت می دادند. آقا تو یه چیزی بگو تو یه سخنرانی. گفتم بابا این حرفای خنده داره. ولمون کن. ما الان داریم دنیا رو می گیریم. ولایت آقا منطقه رو گرفته. کی نمی دونه اینو؟ این آقا دیر اومده، زود هم میخواد بره. الان کی نمی دونه آقا ابرقدرت منطقه است؟ کدوم احمقی اینو نمی دونه؟ کی نمی دونه اینو؟ کی نمی دونه که با اشاره ی چشم و ابروی آقا غزه و لبنان این مقاومت رو کردند؟ همه می دونند.

کار به اینجا رسید به شما بگم اینا چاره ای ندارن، دشمنان ما چاره ای ندارند جز اینکه... بذارید مقدماتش هم بگم. که پس فردا اینا رو دیدی یه وقت تعجب نکنی. همه رو شنیده باشی، انشاءالله. آمریکا اومد تو منطقه، یهودی های صهیونیست، مسیحی ها رو آوردن، انداختن به جون مسلمونا. جنگ راه انداختن. نگرفت، نشد. جرات هم نمی کنند به ما حمله کنند. تو فکر کن اگه می تونستند به ما حمله کنند، ببرند ها. تو نگاه نکن عراق رو گرفتن. خب، صدام نیروی خودشون بود. طالبان و افغانستان و اینها، طالبان نیروی خودشون بود. جنگ نبود که. رزم شبانه بود. از این جنگلکی ها. چی میگن؟ رزمایش بود.یه مانور بود. آره. جنگ نبود که. حالا برو عقب من اومدم! حالا برو عقب من اومدم! بعد هی اسلحه، بعد مردم بدبخت بیچاره رو می کشتن این وسط. ما که می فهمیم اینا بازیه. اینا جنگ نکردن. اینا جنگجو نیستن. من جنگ بهت نشون میدم. حالا صبر کن. 8 ماهه وقتی امام زمان (ع) جهان رو گرفت، میگی کو اون سربازها اون همه کت مت پوشیده بودن. این کت و این چیزهایی می پوشن. ضدگلوله می پوشن. کوشن؟


خود اسرائیل شروع کرد جنگ کردن. با لبنان شروع میخواست بکنه. از لبنان بگذره. تو همونجا گیر کرد. گفت بریم همین حداقل غزه رو بگیریم. اونجا هم شکست خورد. حضرت آیت الله العظمی بهجت روز دوم حمله اسرائیل به غزه فرمود اسرائیل دیگه سر بلند نخواهد کرد.

الان شما بشین جای سازمان سیا فکر کن. چی به ذهنت میرسه؟چه خاکی باید به سرشون بریزن استکبار جهانی؟ فکر کن. فکر کن. یه کمی فکر کن. آهان! بله. خبراییه دیگه آخه عزیز من. همینجوری که نیست که. خب بعدش چی میشه؟... این یعنی چی؟ این یعنی همون اتفاق سفیانی. سفیانی یعنی چی؟ یعنی 6 ماه قبل از ظهور!


عملیات حج عربستان انجام میده. 3 میلیون نفر زائر. غوغایی می کنند. آقا...حج!
کربلای اباعبدالله الحسین. اربعین. 11 میلیون زائر داره که کیلومترها. بیش از 100 کیلومتر. حداقل نیمی از این جمعیت، پیاده روی می کنند
.
توی عرفات با خودت ناهار نبرده باشی گرسنه می مونی. 3 میلیون رو غذا دادن اینا بلد نیستن. این 11 میلیون هر ساعتی اراده بکنن، بهترین غذا بهشون تحویل داده میشه.

خبرگزاری های صهیونیستی اخیرا گفتند کشورهای منطقه مواظب اربعین حسین باشند. این قدرت عظیم حسینی ها رو داره می رسونه. اونا فکر می کنید چیکار می کنند؟ خب فکر کن باید چیکار کنن؟ باید حمله کنند به کربلا. راهی دیگه ندارند. دیگه هر چی ادا و شکلک درآوردند، خواستند یکمی ظاهر رو رعایت بکنند. یکمی ظاهر رو رعایت کردند. ما تو کاروان پیاده روی داشتیم می رفتیم. خانم های کاروان رفتند تو یکی از چادرها. اومده بودند، گزارش هایی که می دادند، دیگه داشتن دق می کردن. نمیشه آدم بگه. ولش کن. از حضور سربازان آمریکایی تو خونه های مردم. فکر نکنید ظاهر رو اینا دارن رعایت می کنند. مردم! ما مسلمونا با سیلی صورت خودمون رو سرخ نگه داشتیم. ظلم زیاده. مردم، ظلم زیاده. مردم، ظلم زیاده. خدا لعنتشون کنه اونایی که تو ایران یه کارایی میخوان بکنند که نتیجه اش میشه عراق و افغانستان. خدا لعنتشون کنه.

همین هم تحمل نمی کنند. بدتر از این خواهند کرد. آقا در روایات آخرالزمان داریم که حمله می کنند به عتبات؟ بله! آقا ما نشنیدیم. حالا دیگه بذار جزئیاتش رو دیگه توضیح ندیم. منطقه رو دارن به هم میریزن.

بگرد، ببین که... جوون ها من این کدها رو بدم، تحقیق می کنید یا نه؟ بخشی از این حرفا دیگه به درد تلویزیون نمی خوره ها. اینا، تیکه های آخرش، دیگه بذارید کنار. همون تیکه های قبلیش. آقا یه کدهایی بدم برای مطالعه جوون ها یا نه؟ بگم؟ منطقه رو کیا دارن به هم میریزن از ترس انقلاب اسلامی؟ کیا میخوان به هم بریزن؟ همونایی که برمیگردن چی میگن؟ میگن هلال شیعی در منطقه داره قدرت پیدا می کنه، یعنی ولایت فقیه. باید این رو شکست.

پس فردا رابطه بین سفیانی ای که قبل از ظهور حضرت قیام می کنه و قتل و جنایت می کنه، رابطه اش رو با کسی که اولین بار از قدرت ولایت فقیه در منطقه به عنوان خطر حرف زد، رابطه اش رو برو پیدا کن. باشه؟


چی بگم؟ ما تو چه شرایط بین المللی ای هستیم، بعد بعضیا ما رو به چه دعواهای سیاسی جزئی تو داخل می کشونند.
این فرجام انقلاب ماست. یک تحلیل درباره اینکه چرا ولایت اصل انقلابه اینه که ولایت اصل ظهوره، انقلاب ما مقدمه ساز ظهوره. پس انقلاب ما هم اصلش ولایته و تثبیت ولایت الان داره منطقه ای میشه، به جهانی هم خواهد رسید. جهان آرزوی داشتن ولایت خواهد کرد.

تو یه دانشگاهی در تورنتو کانادا در جمع برادران و خواهران محترم ضدانقلابی نشسته بودم. یه جلسه ی گده ای بود تو اون دانشگاه. صحبت می کردند. اونجا من از ولایت اینجوری دفاع کردم. یکی از ضد انقلاب های محترم برگشت گفت ما حرف تازه شنیدیم. حتما امروز نرسه، یه روزی حرف من به گوششون میرسه و تایید می کنند حرف بنده رو که این اتفاق تو اون جلسه افتاد. بهشون گفتم میخواهید من ولایت رو براتون ترجمه کنم؟ در غرب آزادی به معنای واقعی هست؟ همه قبول داشتن که نیست. یکی از اعضای یکی از گروهک های تروریستی، ایرانی بودها، اونجا می گفت مرگ بر سه رژیم نمی دونم سفاک... فحش میداد. یکی رژیم سرمایه داری افراطی آمریکا، یکی رژیم نژاد پرست دینی یعنی اسرائیل و یکی هم رژیم آخوندی ایران رو می گفت. گفتم بابا تو اسم خودت رو گذاشتی ضدانقلاب؟ دوتا وجه مشترک با ما داری، یه دونه وجه اختلاف. اونم انشاءالله حلش می کنیم. ناراحت می شد، بهش می گفتن تو ضدانقلاب نیستی. پوزیشن ضدانقلاب اونجا براش آبرو، حیثیت بود. واسه چی شلوغش کردین؟ خب تو آمریکا؛ مهد دموکراسی، چرا اینجاها هیچکدومتون نمی تونید ادعا کنید، اینجا آزادیه؟ چرا نمی تونید؟ خب اونجا هستن دیگه. توشن. می بینند. بهشون گفتم می دونید ولایت کارکردش چیه؟ ولایت نظارت می کنه قدرت ها مردم رو چپاول نکنند. در حالیکه شما می دونید تو غرب قدرت ها حکومت می کنند و رای مردم بازیه. ولایت کنترل می کنه، قدرت ها، مافیاها... وقتی که من اینو می گفتم، اصلا نیاز نداشت زیاد بحث بکنم. اونجا اون آقایون سکوت می کردند. چون خودشون دارند می بینند. اصلا اونا می دونند؛ به هر کی رای میدن کارتل ها و تراست ها سوارند. سرمایه دارها سوارند. صهیونیست ها سوارند. اصلا فرق نمی کنه تو به کی رای بدی. اونا سوارند. هی می بینند اونا سوارند. بعد بهشون می گفتم ولایت یعنی آزادی رای مردم. ولایت یعنی اینکه مردم می تونند زندگی کنند. به سرنوشت خودشون حاکم باشند. بعد بهشون می گفتم شما اینجا به سرنوشت خودتون حاکم هستید یا چندتا حزبی که هیچ کس از مافیای حزبی نمی تونه نفوذ بکنه، مقدرات مردم رو دارن. بازی بازی از مرم رای می گیرن. یه دونه ضد انقلاب نتونست بگه تو غرب آزادی هست. قبلا عرض کردم ولایت یعنی نظارت از بالا. نظارت از بالا. مردم می خوان نظارت کنند، نظارت از پایین می کنند دیگه.

شما چند نفر رو انتخاب می کنید برن مجلس، برن شورای شهر. برن مدیریتی رو یه جایی قبول بکنند. درسته؟ نظارت از پایین بخواهید بکنید، اونا که اون بالا هستند، می تونند بازی بدهند یا نه؟ بگو به من، میخوام ببینم چقدر طول میکشه جلسه. اونایی که اون بالا هستن می تونند بازی بدهند یا نه؟ اخبار رو نمیگن. تموم شد دیگه. ما که سر در نمی تونیم بیاریم. این رو من نمیگم ها. ساده داریم صحبت می کنیم تو کتاب های علمی دموکراسی اومده. ولایت می دونید یعنی چی؟ من از بالا دارم نگاهشون می کنم. من از بالا دارم نگاهشون می کنم. این داره دزدی می کنه. این داره خطا می کنه. آقا داره اینکار میشه. تو دموکراسی همه گفتن یکی از مشکلات دموکراسی اینه که انتخاب شده های توسط مردم، تو همه ی دنیا اینجوریه، بازی میدن مردم رو. احزاب مردم رو بازی میدن. مردم هم کاری نمی تونند بکنند. احزاب بازی میدن. ولی ولایت یعنی از بالا کنترل می کنه، احزاب بازی ندن. قدرت ها نفوذ نکنند، چپاول نکنند. داوری می کنه، درست آقا. درست! ولایت یعنی حقیقت مردم سالاری. چرا من انقلاب رو به ولایت ترجمه نکنم؟ آزادی رو به ولایت ترجمه نکنم؟ استقلال رو به ولایت ترجمه نکنم؟ چرا؟


شما به دنیا مراجعه کنید. استقلال ما رو جز ناشی از ولایت آیا کسی دیگه می دونه؟ یه مقدار صریح تر صحبت کنیم. یه مقدار صریح تر جوونا. نترسید از اینکه بعضی ها ممکنه مفهوم ولایت یا مفهوم ولایت فقیه رو یه مفهوم تکراری بدونند. نه! اصلا تا حالا گفته نشده این مفهوم. یه دونه فیلم سینمایی تو 30 سال جمهوری اسلامی به نفع ولایت فقیه ساخته نشده. که من با خونم امضا می کنم برات. یه دونه فیلم ساخته نشده که بگه آقا حقیقت ولایت یه همچین زیبایی ای داره که ما بتونیم به ایران عرضه بکنیم. به جهان که دیگه چه عرض بکنم. فیلم هایی که برای جهان عرضه می کنیم. بله. فیلم هایی که از بدبختی های جامعه مون نشون بدیم، همه ی جهانیان میگن بده ببینیم. بیا یه جایزه هم بگیر که نشون دادی چقدر بدبختی. مفهوم ولایت یه مفهوم بسیار نوییه. باید روش کار کرد. بعضی ها تا میخوان باکلاس بشن یه کمی از مفهوم ولایت فاصله میگیرن. آخه چرا فاصله می گیرید؟ من اتفاقا رفتم تو اون جلسه ای که تو ضدانقلاب های محترم بود گفتم که بذار من از ولایت صحبت کنم. آقا یک پوزخندی زدند. هی مدیر جلسه می گفت آقا، خواهش می کنم.

بالاخره یه واقعیته تو ایران، بذارید ما بشنویم. هی کنترل می کرد ضدانقلاب ها رو. من دنگم گرفت، گفتم بذار از ولایت صحبت کنم. این افتخار ماست. تمام کمبود غربه.

انشاءالله شب 22 بهمنتون مبارک باشه. یه روزی اینقدر لذت خواهید برد از این 22 بهمن وقتی تو چشم های آقاتون امام زمان (ع) نگاه بکنید، ببینید آقاتون با چه درخششی در دیدگان قشنگ خودش از انقلاب ما یاد می کنه. از امام ما یاد می کنه. از شهدای ما یاد می کنه. اون موقع تازه ما قدر انقلاب رو می دونیم. آقا قرار دارم باهات می گذارم ها. بگی یه بچه طلبه ای به ما گفت. به خدا قسم تا آقامون نیاد ما قدر انقلاب رو نمی دونیم. آقامون که ظهور کنند، اونوقت شروع بکنند به تقدیر کردن از اونهایی که مقدمه ظهور مهدی فاطمه رو فراهم کردند. اونوقت ما می بینیم چه اتفاقی افتاده. اونموقع قدرش رو می دونیم. اون موقع متوجه میشیم.

یه روضه ی شاد برای شما بخونم. شب 22بهمنه. دلهامون شاده. حسین (ع) زیارتش هم، روضه اش هم دل آدم رو شاد می کنه. ولی یه روضه ی شاد بخونم برات. عصر روز سوم عاشورا بود. کاروان رو داشتند کشان کشان، کتک زنان می کشیدند و می بردند از کربلا بیرون. امام زین العابدین ایستاده بود، نگاه می کرد. عصر روز دوم عاشورا. بدن های عزیزانش رو روی زمین می دید. با یه دل غمگین و آتش گرفته داشت نگاه می کرد. نزدیک بود قالب تهی بکنه. روحش به آسمان ها پرواز بکنه. یه دفعه ای عمه سادات، زینب کبری، اومد عزیز برادر رو در آغوش گرفت. امام زمانش رو دلداری داد. گفت آقای من، مولای من، شما خودتون بهتر می دونید. اینجوری به غربت بدن حسینت نگاه نکن. یه روزی خواهد رسید، همه ی عالم متوجه حسین تو اند. مردهای مردی میان مثل مادر بچه مرده برای حسین گریه می کنند. اینجا زیارتگاه عاشقان خواهد شد. اینجور نگاه نکن، دارم دق می کنم. علی بن الحسین، عزیز برادرم، امام زمان من. اینجوری نگاه نکن. اینجور غم دلت رو نگیره. یه روزی، روز فتح ما هم میرسه. ناراحت نباش. زینب کبری امام زین العابدین رو کمک کرد. بر ناقه سوار کرد. بچه ها رو کمک کرد.

امان از اون لحظه ای که خود زینب بناست سوار بشه. برگشت یه نگاه کرد به سمت کشته ها. شاید یه نگاه کرد به سمت علقمه. عباسم! نگاه به سوی دیگری. اکبرم! می بینید؟ عمه ی سادات، زینب داره سوار میشه بر محمل. چرا شما جوانان غیور من نمی آیید مثل لحظه ای که به کربلا آمدیم، کمکم کنید؟

الا لعنه الله علی القوم الظالمین.
خدایا ما رو انقلابی زنده بدار و انقلابی بمیران. انقلاب ما هرچه سریع تر به فرج آقا امام زمان متصل بفرما. خدایا دست مجروح رهبر عزیز انقلابمون به دستان با برکت
...

.......................................

با تشکر فراوان از کلیه عزیزانی که با پیاده کردن نوار سخنرانی و ارسال آن ما را در ارائه این مطلب ارزشمند یاری فرمودند.

با تشکرwww.u313.blogfa.com


نوشته شده توسط یک منظر در شنبه 12 تیر 1389 و ساعت 03:50 ق.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 سخنرانی استاد پناهیان درباره ظهور ...

قسمت دوم

همچنان با ما باشید

حضرت امام تحلیلی دارند درباره انقلاب. می فرمایند که... من خودم از حضرت امام شنیدم، در صحیفه نور هم مراجعه بکنید هست. می دونید عرفا اهل اشاره هستن. در میان عرفا حضرت امام بسیار تیزبین و بسیار هوشمندانه اشارات خود رو بیان می کردند. و باید اشاره امام رو بگیرید اما اینقدر صراحت دیگه چقدر به انسان اطمینان و قوت قلب میده، بماند. می فرمایند که هنگام تولد پیامبر اکرم، در این خطه، در این سرزمین، یعنی در سرزمین ایران 14 کنگره کاخ کسری فرو ریخت. بعد حضرت امام می فرماید: این شاید معنایش آن باشد که شب تولد پیامبر، خدا به پیامبر اکرم مژده می دهد؛ بعد از 14 قرن در این خطه حکومتی نبوی، حکومتی اسلامی و علوی برقرار خواهد شد.

یعنی شب جشن تولد پیامبر اکرم، که خدا جشن میگیره در عالم و اتفاق هایی در عالم میفته، از کاخ کسری 14 کنگره فرو میریزه. این عدد 14 معنا داره. پیغامش این انقلابه. شب تولد پیغمبر اکرمه. هنوز مبعوث نشده به رسالت. تولد انقلاب ما وعده اش داده میشه. در روایت دیگری آمده است که قومی قبل از ظهور آقا امام زمان (ع) قیام می کنند، یُوَطِئونَ لِلمَهدی سُلطانَه. مقدمه ظهور آقا امام زمان (ع) رو فراهم می کنند. بارها حضرت امام به زبان صریح و ساده این روایت رو ترجمه کردند. در کلمات حضرت امام هست که انقلاب ما انشاءالله مقدمه ظهور حضرت است. انقلاب ما انشاءالله مقدمه فرج است و ما به امید امام زنده ایم که به ما داده است این امید را و فرموده است که ما انشاءالله با این انقلاب پرچم رو به دست صاحب اصلی آن خواهیم رساند.

همینجا یک نکته ای در حاشیه عرض کنم. یکی از شاگردان حضرت امام که کتاب های حضرت امام رو اکثرا ایشون تنظیم کردند و تدوین کردند و ترجمه کردند. اون کتاب هایی که به زبان عربی خصوصا بوده. کسی از ایشون نقل می فرمودند برای بنده که وقتی امام از دنیا رفت ما خیلی پریشان بودیم. از ایشون پرسیدیم که شما چرا بهم نریختید؟ آرامش دارید؟ ایشون می فرماید که امام به ما گفته بود که من نمی مانم که پرچم رو به دست صاحب اصلی برسانم و من از دنیا خواهم رفت اما این انقلاب خواهد رسید. من از این آقا پرسیدم که شما از شاگرد امام پرسیدید که امام بفرماید چقدر بعد از رحلت او این پرچم به دست صاحب اصلیش خواهد رسید؟ ایشون فرمودند بله، من پرسیدم و ایشون هم پاسخ گفتند ولی بنده رو ممنوع کردند از اینکه این پاسخ رو به صورت عمومی بیان بکنم البته به خاطر یه سری ملاحظاتی هم ما این رو بیان نمی کنیم اما فرج نزدیک است. کسی میخواد آماده بشه یا علی!

انقلاب ما یک انقلاب شکست ناپذیر است به دلیل روایات. من نمی خوام به بقیه روایات مراجعه کنم. از بحث درباره سید خراسانی تا بحث درباره شعیب بن صالح. این دویی که با حضرت پیمان می بندند و به حضرت خدمت می کنند و اداره می کنند مملکت ما رو هنگام ظهور که پادگان سربازان حضرت است، بگذارید در اینباره صحبت نکنم. اما اگه کسی میخواد برای فرج آماده بشه، بعدا نگه که کسی به ما نگفته بود. آماده بشید.

آقا ما گفتیم فرج کیه؟ نگفتیم که! وقت تعیین کردیم؟ بله؟ نخیر! بعضیا میگن همین مقدارش هم نگو. میگیم پس این همه روایات و علائم ظهور رو گفته اند که نخوانیم؟ گفته اند که نبینیم؟ گفته اند که نشنویم؟ گفته اند که نگوییم؟ این خیلی با عقل جور درنمیاد. ما دیشب در مورد عقل داشتیم صحبت می کردیم. نمیشه که. اینا رو فرمودن که ما هشیار بشیم.

بعضیا هم خیلی بی مزه ان. میگن حالا علائم ظهور هست. ممکنه بعضیاش هم باشه. اما ممکنه دویست هزار سال دیگه رخ نده ظهور. خب آدم حرف معقول بزنه. مجبوره مبالغه بکنه الکی؟ زیاده گویی بکنه؟ دویست هزار سال دیگه؟ به حدی که، شما در روایات به حدی دقت می بینید در بیان علائم ظهور که گاهی از اوقات برای اینکه مردم اشتباه نکنند در آینده می فرمایند این حادثه شبیه فلان حادثه است. اون نه ها، این یکی!

نمیشه که صدتا مصداق برای یه حادثه پیش بیاد. بعد این چه علامتی میشه؟ ما یه علامتی گفتیم. مثلا روزی که ظهور می شود، صبح آفتاب طلوع می کند. خب هر روز صبح آفتاب طلوع می کند. چه علامتی شد؟ آدم عاقل که اینجوری علامت نمیده. اونم ائمه هدی (ع) علامتی بدن که تطبیق پیدا بکنه به یه شرایطی که آدم می بینه خب. بعد آدم بگه که نه، حالا ممکنه یکی دیگه باشه. اینجوری که نمیشه حرف زد.

خب از نظر معنوی اخبار زیادی درباره ی انقلاب ما، درباره ی مقدمه سازی برای ظهور حضرت هست که من یکی دیگه از اونها رو اشاره می کنم.

ایران پادگان سربازان حضرته. همین شهر شما، یکی از شهرهاییست که سربازان خوبی به حضرت تحویل خواهد داد انشاءالله. دلیلشم همین شهدایی که در این انقلاب بودند و شخصیت هایی که در این انقلاب به ظهور و بروز رسیدند و فرزندان خاک شما بودند. مثل ابوترابی عزیزی که مجلس، همین ایام به یاد این عزیز بزرگوار و پدر بزرگوارشون برقرار هست و ما ارادتمند این خاندانیم.


خب، در روایات داره که پیامبر گرامی اسلام دست رو زانوی سلمان فارسی زد، فرمود؛ اکثر یاران مهدی من همشهری های، هم ولایتی های سلمان فارسی خواهند بود. در این باره روایات متعدده. آقایون! هنگام ظهور، ظلم فراوان میشه در عالم ولی فقط اینو نبینید. یه گروهی هم قیام به حق می کنند. اگر در همه عالم ظلم فراوان میشه که می بینید داره میشه، یه گروهی هم قیام به حق می کنند. یه گروهی هم مقدمه سازی می کنند و به تعبیر حضرت امام و به تحلیل دقیقی که همه تحلیلگران روایات و مطالعه کنندگان عصر ظهور، این انقلاب ما همان مقدمه ظهور حضرت است. لذا کسی به خیال خودش، شکست این انقلاب رو راه نده. این تا اینجا، مقدمه سخن.

حالا انقلاب ما، انقلاب چی بود؟ انقلاب ما تعریفش چی بود؟ انقلاب ما حقیقتش چی بود؟ هر چیزی میتونه یه باطنی داشته باشه، یه ظاهری داشته باشه. کسی عصبانی میشه یه دادی میزنه، ظاهرش اینه که صداش رفته بالا. باطنش اینه که درد میگیره سینه اش. عصبانی شده، روحش آزرده شده. هر چیزی میتونه یه ظاهری داشته باشه، یه باطنی. نماز یه ظاهری داره، یه باطنی. انقلاب هم یه ظاهری داره، یه باطنی. حقیقت اصلی انقلاب رو من برای شما؛ دوستان خودم عرض بکنم.

انقلاب ما علیه استبداد بود، علیه رژیم ستمشاهی بود. اما رژیم ستمشاهی با همه ی ستم هایی که می کرد، نمی تونه یه انقلاب اینجوری رو راه بندازه علیه خودش. از ستم شاه ملعون ایران ستمکارتر، شاهان دیگری بودند. کمتر ستمکارتر شاهان دیگری بودند، اما انقلاب اونجا چرا رخ نداد؟ فقر و فلاکت و بدبختی و گرفتاری عامل اصلی انقلاب ما نبود. از ما گرفتارتر و از ما کمتر گرفتارتر در اطراف و اکناف ما زیاد بودند، پس چرا انقلاب نشد؟ ضمن اینکه اگر مردم علیه رژیم ستمشاهی قیام کردند، من به شما عرض بکنم، بسیاری از مردمی که قیام کردند، مردمی نبودند که از گرسنگی بخواهند هلاک بشن. مردم شهرها بودند. بعد از انقلاب هم خیلی ها دیدند، جنگ شد و گرسنگی بعضا بیشتر هم شد. بعضیا از عوام هم می گفتند بابا بدتر که شد، همه چی کوپنی شد. خب شده دیگه. ولی همه جون می دادند برای حفظ همون وضع. معلوم میشه که نان مساله اصلی نبوده.

انقلاب ما یک انقلاب صرفا سیاسی به معنای جدید کلمه یعنی دموکراسی خواهی و لیبرال منشی و آزادی خواهی منهای ارزش ها نبود. چرا؟ چون این مفهوم خیلی جاها تو دنیا مطرح شده، اما انقلابی نشده. صرفا به خاطر دموکراسی در هر جایی در عالم انقلاب نمیشه. در ایران ما هم... حالا من نمی خوام وارد جزئیات تحلیل بشم فقط می خوام اشاره کنم، رد بشم از باب تُعرَفُ الاَشیا بِاَضدادِها تا برسیم به اون حقیقتی که اینجا اتفاق افتاد.

انقلاب ما به خاطر حفظ ارزش های اسلامی هم صرفا نبود. عرق فروشی هست. شاه و دار و دسته اش عرق خوری می کردند و هزار هرزگی. مردم متدین ناراحت شدند، انقلاب کردند. نه. این انقلاب ما صرفا اینجوری هم نبود. همین الآن هم خیلی ها عرق خوری می کنند. حالا پنهان. یعنی ما انقلاب کردیم تا عرق خوری پیدا بشه پنهان؟ اینقدر ارزش انقلاب ما رو میاره پایین؟



به بحث درباره این مسائل نمی خوام بپردازم، فقط دارم سرفصل ارائه میدم. نگید شما دلیل نیاوردی. بله. من الان در مقام آوردن دلیل نیستم. در مقام ترسیم و توصیف وضعیت هستم. پس انقلاب ما حقیقتش برمیگرده به چی؟ رفقا! انقلاب ما حقیقتش برمیگرده به چی؟ من متاسفم که کمتر از این حرف یاد میشه. انقلاب ما از ریشه اش که شروع بکنیم که 15 خرداد 42 هست، که 15 خرداد 42 رو حضرت امام فرمود من تا ابد عزای عمومی اعلام می کنم.

برای هیچ اتفاقی امام اینجوری نگفت. آرزو می کرد ایکاش با شهدای 15 خرداد به شهادت می رسید و آخر خودش هم "انتظار فرج از نیمه خرداد کشم" گفت و نیمه خرداد رحلت فرمودند. قریب به نیمه خرداد.

انقلاب ما حقیقتش یه چیزی بود. به نیمه خرداد 42 که برمی گردیم، این بود که مردم برای ولایت می خواستند جان بدهند. ممکنه این معنا رو همه نفهمند. همه متوجه نباشند. اما اونهایی که می تونند یک جنبش رو ارزیابی کنند که در جامعه یک جنبش و حرکتی که به ثمر می نشینه و ریشه عمیق داره و فراگیر میشه و موثر قرار میگیره، چه ساز و کاری داره. لازم نیست همه دقیقا توجیه باشند نسبت به مفهوم ولایت. اما اون یا مرگ یا خمینی که گفتند، گفتند ما نایب امام زمانمون رو می خوایم، ندا میداد که اینها ارادت صرف به یک روحانی انقلابی نیست. قصه از این پیچیده تره.

انقلاب ما، انقلاب ولایت بود. من یه نمونه هایی از این مساله رو به شما بگم. یه دفعه ای امام حکم می دادند؛ سربازها در پادگان ها بمانند، حرام است. آقا، این سرباز می گفت من دیگه نمی تونم بمونم. می کشن منو؟ بکشن! زندگیم فلج میشه؟ حکم شرعه! هیچی. میاد خونه. چی شد سربازه؟ امام دستور داد. از بین 100 تا سرباز، 10 تا اینجوری بکنن رژیم ساقط شده.

یه دفعه ای می فرمودند که کارکنان شرکت نفت، حرام است نفت صادر بکنند. این حکم. این حکم شرعی... حکم توتون تنباکو یادتونه؟ میرزای شیرازی یه دونه حکم داد؟ این حکمه... این همه کارو می کنه. اینجور نیستش که حضرت امام یه سطح شخصیت عارفی باشند (که بودند) بعد ما بگیم که چون عرفانش رو دوست داریم، ناز نفسش بگو چیکار کنیم... چیکار کنیم. بگو چیکار کنیم، همون کارو بکنیم. نه اینجوری نیست. ساده نیست قصه. یه استخون بندی ای داره. گوشت و پوست و مو و قشنگی هم داره. اون حواشی. اون اصل رو بگیر! یه کسی اومده حکم می کنه؛ ارتشی ها حرام است بر مردم آتش بگشایند، آقای ارتشی می گفت من دیگه نمی تونم اسلحه بکشم.


اینا یعنی ولایت! یه کسی حکم بکنه؛ حرام، حلال تعیین کنه، میشه ولایت در مسائل اجتماعی. در مسائل اجتماعی! وگرنه همه ما می دونیم توتون و تنباکو حرام نیست. اون موقع فرمود یعنی ولایت اعمال کرد. ولایت هم موضوع جدیدی نیست. بوده همیشه.

. پس انقلاب ما تجلی ولایت بود. اصل انقلاب ما و حقیقت انقلاب ما نشون دادن ولایت بود. ماها هی سریال می سازیم، میگیم شاه شکنجه می کرد، مردم ریختند تو خیابون، تظاهرات کردند. آخه چرا دروغ میگی؟ این نبود که. این همه شکنجه تو عالم می کنند پس چرا 22 بهمن و انقلابی مثل انقلاب ایران رخ نمیده. حرف بی ربط چرا میزنی؟ اصلی و فرعی رو جدا کنی، می دونی یعنی چی؟


آقا، من به این آقا احترام گذاشتم به خاطر عینکش!!! آقا! یه آدم شایسته... حالا یه عینکی هم داره. عینکش رو گرفتی، خودش رو نگرفتی؟ تو دیگه کی هستی؟


شاه اگر شکنجه هم نمی کرد، امام حکم میداد، نتیجه اش همین بود. منتها خب معمولا کافران ظلم هم می کنند. ظالمان هم به کفر می رسند. حضرت امام یه روزی فرمودند، دیگه تقیه امروز نیست. هیچکس نباید تقیه کنه. همه مجبور شدند. حتی مراجع اعلامیه بزنن. بعضی ها که تو کسوت مرجعیت بودند ولی ارتباط با ساواک داشتند و بعدا هم معلوم شد وضعشون، دیگه نام نمی برم، جگر آدم خون میشه، اونا هم دیگه اطلاعیه علیه شاه صادر می کردند. چون امام حکم ولایی کرد. حکم ولایی بکنه همه مراجع هم باید تبعیت کنند. همه بلدند این مساله رو. اونا هم باید اعلامیه صادر می کردند. تقیه حرامه. سکوت امروز مقابل شاه حرامه. یالا! این یعنی ولایت.

انقلاب ما نتیجه اعمال ولایت، نتیجه تحقق ولایت، نتیجه تجلی ولایت بود بعد از 1400 سال. امیرالمومنین علی (ع) خلافت می کرد، یارانش، خیلیاش ولایت علی بن ابیطالب رو قبول نداشتند. می گفتند شما خلیفه ای مثل دیگران. حضرت فرمودند بزرگترین ظلم به من این بود که من رو با دیگران مقایسه کردند. النَبیُ اَعلی بِالمومنین مِن اَنفُسِهِم رو قبول نداشتند. مَن کُنتُ مَولاه، فَهذا عَلی مَولاه به معنای ولایت رو قبول نداشتند. می گفتند یا علی تو رهبر سیاسی ما هستی. باهات بیعت کردیم. سر قرارمون هستیم. پات می جنگیم. تا قرآن بالا رفت گفتند یا علی ما قرآن رو بیش تر از رهبر سیاسی خودمون احترام قائلیم.

اونوقت جالبه من به شما بگم؛ مجاهدین خلق که به منافقین مشهور شدند، بلافاصله بعد از انقلاب در و دیوار تهرانی که بنده حضور داشتم رو پر کرده بودند؛ رئیس جمهور امام خمینی! رئیس جمهور امام خمینی! می گفتیم چی شد؟ این گروه چرا اینجوری میگن؟ حالا اون زمان معلوم نشده بود اینا منافقن و اینقدر ضد انقلابند. اون زمان معلوم نشده بود.

اون زمان معلوم نشده بود. فقط امام اینا رو رد کرده بود. امام با هوشمندی ای که داشت اینا رو شناخته بود. می گفتن رئیس جمهور؛ امام خمینی. که چی؟ که بگن ببین امام... آخه داشتن قانون اساسی می نوشتند. می گفتند انشاءالله اولین رئیس جمهور ما امام خمینی باشه. ظاهرا این گروه تروریستی که حالا اون زمان معلوم نبود، تروریستی هستن. این گروه مسلح و چریک و انقلابی و اینا که اسم خودشون رو میذاشتن چریک، خیلی موافق حضرت امامند ولی واقعش این بود که می خواستن از همون اول مواظبت بکنند، قانون نوشته میشه یه وقت ولی فقیه نداشته باشیم. رئیس جمهور، دمش گرم. بعدش هم عوضش می کنیم و یه بلایی سرش میاریم. معلوم بود که حساسیت ها کجاست.

انقلاب ما تجلی ولایت بود. بیایید بحث رو بکشیم تا الان جلو. بعد از انقلاب چه اتفاقی افتاد؟ 8 سال دفاع مقدس. ما رو درگیر جنگ کردن. این 8 سال دفاع مقدس می دونید فلسفه و نتیجه و محور اصلی اش چی شد عملا؟ دشمن حمله کرد برای اینکه ما رو نابود بکنه. ولی نتیجه اش چی شد؟ مهم ترین نتیجه دفاع مقدس رو خدمت سروران خودم عرض بکنم. ایکاش وقت بود. یه وایت برد بود. کلاس، تخته سیاهی ، چیزی بود. جوونا هم می نشستن، با هم 3 ساعت بحث می کردیم استدلالی. گزارشش رو میدم تفطن پیدا کنی، خودت برو در موردش تفکر کن.

8 سال دفاع مقدس و دوران ولایت حضرت امام، دورانی بود که اسمش رو می تونیم بگذاریم تثبیت ولایت.

مهم ترین فایده جنگ و دفاع مقدس این بود که همه رفتن در پناه بزرگمردی مثل حضرت امام. حضرت امام جا انداخت مساله ولایت رو. شهدا با خونشون جا انداختند. برید وصیتنامه های شهدا رو بخونید. خواهش می کنم! من از بنیاد شهید و امور ایثارگران تمنا می کنم، یه محققی بگذارند، در وصیتنامه ها که چه عرض بکنم، در نامه ها. من شهادت میدم، ببینید این عرض بنده درست هست یانه؟ فراوان ترین مفهومی که شهدا برش تاکید می کردند، مفهوم ولایت فقیه بود. اصلا رو این حساب رفتند، خون دادند. ولایت حکم نکنه آدم جونش رو چرا از دست بده؟ از جوون های جلسه می پرسم، خواهش می کنم جوون ها به من جواب بدند. آیا شما بهتون میگن دفاع مقدس و شهدا یاد ولایت فقیه می افتید؟ بگید آره یا نه. بله؟


دفاع مقدس خوب معرفی نشده. خوب معرفی نشده. همچنان که میگی دهه فجر، 22 بهمن، یاد ولایت فقیه می افتی؟ من می دونم یاد امام می افتی ولی خیلیا یاد امام می افتند به عنوان یه شخصیت سیاسی. ایشون اگه یه شخصیت سیاسی بود، ولایت نداشت، این انقلاب رو اینجوری می تونست راه بندازه؟ اون حکم شرعی ابزار اصلی دست ایشون بود. ارجاعتون میدم به برخی از کلمات حضرت امام در صحیفه نور. من یه دور صحیفه نور رو با اجازه شما مطالعه کردم. سال ها پیش. توفیق بسیار بزرگی بود. یک دوره معارف عجیبه. لذت بخش هم هست. تنوع هم داره. می تونید این کار رو بکنید. حداقل دو بار یا سه بارش رو یادمه الان برای شما دارم میگم که حضرت امام حکم می نوشتن، می فرمودند من به عنوان نایب امام زمان، نیابت حضرت ولیعصر، حکم می کنم فلان مساله رو حل بکنید. تعارف نداره. مگه تعارف داره؟


راننده نشسته داره اتوبوس رو می بره جلو. مسافراش محترمند. هی بگه آقا ببخشین من پشتم به شماست. نه آقا. من رانندگی نمی کنم. آقا بشین رانندگیت رو بکن، عزیز من. نه! آخه نمیشه. من باید پشت به شما بشینم. عزیزم. کارت رو بکن، عزیز من. بعضیا ممکنه متکبر باشن، تو اتوبوس نشسته باشن؛ این آقا چرا پشتش رو می کنه به ما؟ بابا تو هم دیگه حالت خوب نیست.برو از اتوبوس فعلا پیاده شو. امام وقتی میخواد امامت کنه، دیگه تعارف نداره. ممکنه به تکبر بعضیا بربخوره. خب، بخوره. به جهنم. حکم می فرمودند.


انقلاب یعنی تجلی ولایت. 10 سال دوران حضرت امام میشه تثبیت ولایت. ببینید! تثبیت! روز به روز ولایت تثبیت میشه تا میرسه به رحلت حضرت امام و مرحله بعدی. شما می بینید. حضرت امام چیزایی که اول انقلاب بهشون تحمیل شده، آخر این دهه همه رو یکی یکی پس میزنند. یکیش همون قصه ی قائم مقامیش بود که فرمود من از اول هم به شما راضی نبودم. از اول راضی نبودم یعنی تحمیل شد. حالا جا افتادی. سالهاست شعار تو رو هم دادن. عکست همه جا هست ولی میذارمت کنار تا همه عالم بفهمن حرف اول رو ولایت میزنه.

جنگ گفتیم. حالا صلح تحمیل شده؟ عیبی نداره. جنگ تحمیل شد، صلح هم تحمیل شد. ولی مردم! من جنگ رو تبدیل می کنم یک شبه به صلح. هر چند دوستان حضرت امام این رو تحمیل کردند. مردم نظر شما چیه؟ مردم گفتند هر چی شما بگی. یعنی تثبیت ولایت.

بعد البته حضرت امام فرمودند الآن نپرسید. (اون زمان. در نامه ای نوشتند؛) الان نپرسید من چرا صلح رو قبول کردم. این سوال زیباست ولی بذارید برای بعدا. بعدا بپرسید. حالا نمی دونم الان وقتش شده بپرسیم یا نه؟


بعد تحلیل شما چیه از رحلت حضرت امام؟ هیچی، بزرگترین امتحان ولایت این است که ولایت از یک ولی خدا، چه ولایت در سطح ائمه معصومین باشه. چه ولایت در سطح پیغمبر اکرم باشه، منتقل بشه به جانشینش. چه ولایت در سطح ولی فقیه باشه، منتقل بشه به جانشینش. ولایت از یک ولی خدا منتقل بشه به ولی بعدی . این بزرگترین امتحانه. جریان امتحان که صورت میگیره، مردم باید... . ولایت از علی بن ابیطالب منتقل شد به امام حسن یه عده ای ریختن. ولایت از پیامبر اکرم منتقل شد به امیرالمومنین، یه عده ای ریختند. ما ولایت فقیه رو نمی گیم تمام و کمال مثل ولایت تکوینی که ائمه هدی دارند، هست. ولی امتحان از اون جنسه. ما می تونستیم دعوا کنیم، به هم بریزیم، دینمون رو از دست بدیم. ولی ولایت انتقال پیدا کرد به فقیه بزرگواری مثل حضرت امام. ولایتشون منتقل شد به یکی از شاگردانشون. آب از آب تو مملکت تکون نخورد. شما یادتون هست یا نیست. همه ی رادیوهای بیگانه می گفتند که (اون زمان ماهواره نبود) می گفتند جنگ قدرتی در ایران شکل بگیرد که نگو. ایمان این مردم چیکار کرد؟ این وضع رو ایجاد کرد. بحثم رو تموم کنم.

و بعد میایم جلوتر. مملکت در دوتا 8 سال و بعد از دوتا 8 سال، 5 سال بعد رو پشت سر گذاشت. درسته؟ تو این دوران اتفاق های مختلفی افتاد. من چون شب انقلابه نمی خوام بحث رو سیاسی جزئی بکنم. سیاسی کلی بحث می کنیم. نتیجه این بیست و چندسالی که بعد از رحلت حضرت امام (ره) الان شما برای انقلاب ما می بینید چیه؟ اجازه بدید این رو من از زبان بیگانگان بگم. بعد از تثبیت امر ولایت، باید به شما عرض بکنم، ما الان شاهد تحکیم فوق العاده امر ولایت هستیم.


نوشته شده توسط یک منظر در شنبه 12 تیر 1389 و ساعت 03:45 ق.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 سخنرانی استاد پناهیان ...

می گو یند این سخنرانی بسیار جذاب می باشد

نظر شما چیست؟!

سخنرانی استاد پناهیان در شب ۲۲ بهمن ۸۸


بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین ثم الصلوه و السلام علی[ سیدنا و حبیبنا ابی القاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما الحجه بقیه الله الاعظم روحی و ارواح العالمین له الفدا


اعوذبالله من الشیطان الرجیم
رب اشرح لی صدری و یسرلی امری و احلل عقده من لسانی یفقهوا قولی


در شب پیروزی انقلاب اسلامی که شب بسیار پرمعنویتی است برای ما بیجاست اگر درباره موضوع دیگری گفتگو کنیم. به طور صریح و مستقیم به بحث پیرامون انقلاب بپردازیم که البته از مباحث بسیار مهم و شیرینی میتونه باشه که دل های ما رو و اندیشه های ما رو نورانی می کنه.

اولا انقلاب اسلامی ما با رهبری حضرت امام چیزی است که توسط ائمه هدی (علیهم السلام) پیش بینی شده.

در حداقل دو روایت از روایت هایی که از امام باقر (ع) و شاید دیگر امامانمان نقل شده است، تصریح فرموده اند که مردی از قم قیام خواهد کرد؛ نام او نام یکی از انبیای عظام است. می دونید حضرت امام اسمشون روح الله بود و روح الله هم اسم حضرت عیسی بن مریم هم هست. او وقتی به حق قیام می کنه آنچه می طلبد به او نمی دهند و با اومقابله می کنند. او دوباره قیام می کنه و اینبار برای گرفتن حق موفق میشه. درباره یاران او، درباره قیام او تحسین های فراوانی از سوی ائمه هدی (ع) ذکر شده. در روایت دیگری آمده است که مردی از قم، قیام می کند که نام او روح الله است. به طور مشخص نام حضرت امام رو می برند و مشخصات انقلاب رو از خرداد 42 تا پیروزی انقلاب رو بیان می فرمایند. انقلاب ما چیزی نیست که از مد نظر اولیا خدا و اوصیای پیامبر گرامی اسلام دور مانده باشه. درباره مقدمات انقلاب ما هم باز روایاتی از آخرالزمان هست. من به اون روایات هم اشاره کنم، روایات خوبی هستند.

می فرمایند وقتی زمانه ظهور نزدیک میشه در آخرالزمان حوزه علمیه (به تعبیر ما حوزه علمیه)؛ مرکز نشر معارف اهل بیت از نجف اشرف به قم منتقل میشه و قم مرکز توزیع و نشر معارف اهل بیت به همه جهان خواهد شد. دقت می فرمایید؟ با آمدن حضرت امام از نجف اشرف به قم و حوادثی که در عراق رخ داد مثل ظهور صدام و جنایت های او که در روایات ظاهرا اونجوری که بررسی کردند از صدام به سفیانی اول نام بردند و میشه تطبیقش داد به سفیانی اول که وقتی از امام صادق (ع) درباره سفیانی پرسیدند، سفیانی کسی است که قبل از ظهور قیام می کنه و به شیعه کشی اقدام می کنه، حضرت می فرمایند که سفیانی اول رو میگید یا سفیانی دوم؟ بعد می پرسن که مگه سفیانی دوتا هست؟ بعد توضیح میدن ویژگی های سفیانی اول رو که برمی شمرند، برخی از محققین ظاهرا (این کلمه ظاهرا بنده رو نگه دارید برای اینکه جدل صورت نگیره) ظاهرا به صدام تطبیقش می کنند. انشاءالله که مقدمات ظهور رخ بده و اگر قطعا بناست سفیانی قبل از ظهور جنایت هایی انجام بده ما جنایت های او رو دوست نداریم ولی فراهم آمدن مقدمات ظهور رو تمنا داریم.

با وجود صدام و مشکلاتی که در عراق پیش آمد و با توجه به رونقی که حوزه علمیه قم گرفته بود کم کم، و با انقلاب اسلامی ایران این رونق فراوان تر شد، این حدیث محقق شد که محل نشر معارف دینی از نجف اشرف به قم منتقل می شود. البته اهل بیت عصمت و طهارت اون زمان معمولا از نجف به کوفه یاد می کردند که در جوار همدیگه هستند این دو شهر.


خب. بعد تو این روایت می فرمایند که مرکز نشر معارف اهل بیت به همه جهان خواهد شد. شما بعد از انقلاب آماری بیش از 20000 طلبه از سراسر عالم در قم طلبه دارید که درس می خونند و برمیگردن. الان برخی از رئیس جمهور ها، سیاست مدارها، وزرا، مدیرکل ها تو بسیاری از کشورهای جهان، بی سر و صدا از (بسیاری یعنی تعداد قابل توجه نه اکثر) بی سر و صدا از طلبه هایی هستند که تو قم درس خوندند. حتی ما رئیس جمهور داریم، که بگذریم.

بعد در روایت این نکته اش جالبه. می فرماید قم به همین وضعیت باقی خواهد ماند تا ظهور حضرت.

این هم از مقدمه انقلاب که قوت حوزه علمیه است. حضرت امام در واقع با پایگاهی مثل حوزه علمیه این قیام رو سازماندهی کرد و در این هیچ تردیدی نیست. البته دانشگاهیان هم نقش خودشون رو به خوبی ایفا کردند در اونجایی که باید تبعیت می کردند و نقش خودشون رو ایفا می کردند. این نشون میده که انقلاب ما که برآمده از حوزه است یکی از اساتید حوزه، یکی از مراجع حوزه به نام حضرت امام (ره) با یارانشون که شاگردانشون در همین حوزه بودند این انقلاب رو سازماندهی کردند، باز خبر دیگر معنوی ای از اوصیای خدا درباره اش صادر شده.

خاطرات زیادی هست وقتی آقا سید روح الله بزرگ در دوران جوانی به سر می بردند مثلا فلان استاد بزرگ در قم وقتی ایشون رو می بینند، درسشون رو قطع می کنند و تمام قامت مقابل ایشون بلند میشن. بعد از درسش اون رو صدا میزنن و بهشون می فرمایند که آیا تو میدونی در آینده چه نقشی خواهی داشت؟ ایشون سرشون رو پایین می اندازند. از اینجور اخبار زیاده. ولی من میخوام از یکی از تحلیل های خود حضرت امام درباره 22 بهمن، درباره ی انقلابمون در واقع استفاده بکنم که یک تحلیل عرفانی برای یک خبر معنوی است درباره انقلابمون در صدر اسلام.

انقلاب ما یک اتفاق اجتماعی-سیاسی صرفی که صرفا وابسته باشه به حوادث قبل از انقلاب و بحث استبداد و نمی دونم تحول اجتماعی، محدود نمیشه به این مفاهیم. انقلاب ما ریشه در معنویت 1400 ساله ی تشیع داره. من حالا کم کم تحلیل ها و نکاتی رو درباره انقلاب عزیزمون به شما عرض خواهم کرد. اونوقت شمایی که با حسین (ع) عشقبازی می کنید، با امام زمان (ع) عشقبازی می کنید و روح شما رو اولیای خدا تسخیر کردند، اونوقت باید ببینید که این انقلاب چگونه پیراهن همان یوسف است که بوی این پیراهن از فرسنگ ها مشام جان شما رو باید تازه بکنه و اگر این پیراهن رو به صورت بکشیم، چقدر باید بصیرت پیدا بکنیم. مانند حضرت یعقوب که پیراهن حضرت یوسف رو به صورتش انداخت بینا شد.

واقعا این انقلاب برای بعضی ها محل عشقبازی با خدا و اولیای خداست. چرا بعضی ها خیلی انقلابی اند؟ خیلی درد انقلاب تو سینه شونه؟ خیلی یاد انقلاب می افتند و خودشون رو در متن این انقلاب کماکان می بینند، شوریده حال میشند؟ عاشقانه اشک می ریزند؟ اینا خیلی آدمای سیاسی ان؟ سیاست و دیانت ما یکیه. اینا خیلی آدمای عارفی اند. این انقلاب رو میشه عاشقش شد. حضرت امام فرمود انقلاب ما انفجار نور بود. نور! نه نور چراغ. نور ژنراتورهای برق. نور! نور معنویت.

پایان قسمت اول


ادامه مطلب
نوشته شده توسط یک منظر در شنبه 12 تیر 1389 و ساعت 03:41 ق.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 ظهور ...

از خدا می خواهیم که  ما برای بندگی خودش ویاری حضرت مهدی تربیت کند

به زودی با مطالبی درباره ظهور می آییم 

در حال حاظر اگه دوست داشتید می توانید به نشانی زیر بروید

 www.entezar59.blogfa.com

 


نوشته شده توسط یک منظر در جمعه 11 تیر 1389 و ساعت 07:16 ق.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 نوشته های پیشین
+ پسرک گندم فروش
+ عاشقی
+ دستور عمل های آیت الله بهجت
+ علائم ظهور امام زمان
+ آیا احمدی نژاد همان شعیب بن صالح است
+ سخنرانی استاد پناهیان درباره ظهور
+ سخنرانی استاد پناهیان درباره ظهور
+ سخنرانی استاد پناهیان
+ ظهور

صفحات :